برای حمایت از ما از این فروشگاه ها خرید کنید


برچسبها: دانلود آشنای محبوب, دانلود 30 مشتند جنجالی, ست گردنبند, خرید شارژ
نويسنده: علی گنجی آزاد پور | ساعت: 17:2
برای حمایت از ما از این فروشگاه ها خرید کنید


نويسنده: علی گنجی آزاد پور | ساعت: 21:59

حتما دیدن کنید حتی یکبار
نويسنده: علی گنجی آزاد پور | ساعت: 12:21
چند وقتیه که از ساینس دایرکت دیگه از ایران مقاله نمیشه گرفت.
برای دریافت رایگان مقاله مورد نظر خود به انجمن بروید و دریافت کنید
برای دریافت رایگان مقاله از ساینس دایرکت کلیک کنیدنويسنده: علی گنجی آزاد پور | ساعت: 22:24
انجام نقشه برداری ماده 147 ، موضوع قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی (سازمان ثبت اسناد و املاک کشور)شامل نقشه برداری مستقیم با gps دوفرکانس - تهیه parcellmap
ارائه فایل نقشه رقومی در سیستم مختصات utm
جهت ثبت نام الکترونیکی در سامانه اداره ثبت اسناد
در تمام شهرهای ایران
قیمت:طبق تعرفه
در صورت در خواست می توانید با شماره زیر تماس بگیرید
مهندس محمدی :09109565175
در ضمن در شهر های مختلف بازاریاب پذیرفته می شود
با سپاس
نويسنده: علی گنجی آزاد پور | ساعت: 15:41
بر حسب گزارشی که به چهارمین کنگره جهانی نفت در سال 1955 در رم داده شد، شوروی سابق نوعی حفاری دورانی ابداع کرده بود که در آن سر مته به جای آنکه به کمک لوله فولادی دوران نماید، بوسیله توربینی که به عنوان نیروی محرکه از گل حفاری و یا الکتریسیته استفاده مینماید، حرکت میکند. در این روش قسمت متحرک تنها سر مته در عمق چاه خواهد بود. بنابراین میتواند سرعت دورانی به مراتب بیشتری داشته باشد. از نظر سرعت عملی که این روش دارد، دارای برتری اقتصادی زیادی است. بر حسب گزارش فوق 65 درصد کل حفاریهای نفتی شوروی سابق با این روش بوده است. این روش اکنون در اروپا و آمریکا نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
roshd.ir
نويسنده: علی گنجی آزاد پور | ساعت: 16:39
این چاه ها قدیمی و ابتدایی ترین چاه های آب به شمار می روند که در گذشته ، بیشتر از امروز متداول بوده و مورد استفاده واقع می شدند. در روستاهای ایران چاه های دستی زیاد است و از آب آن برای مصارف شرب استفاده و یا دام استفاده می شود.چاه های دستی را اغلب در رسوبات آبرفتی و با وسایل ابتدایی (کلنگ و بیل) تا عمق برخورد به سطح آب زیرزمینی و تا چند متری زیر آن حفر می کنند . چون حفر چاه با دست در اعماق زیاد ، با مشکلات با مشکلات فراوان همراه است، لذا این چاه ها را اغلبدر نقاطی حفر می کنند که عمق برخورد به سطح آب زیرزمینی زیاد نباشد ( بین 5 تا 40متر). به منظور ایمنی و جلوگیری از ریزش دیواره ی چاه ، آن را توسط تخته سنگ ، آجر ،بتون و یا لوله ی جدار پوشش می دهند.
چاه های نیمه عمیق :
بعضی از چاه هایی که به وسیله دست حفر می شوند، چاه نیمه عمیق می گویند و برخی دیگر چاه هایی را که تا عمق حداکثر 30تا32 کنده می شوند، چاه نیمه عمیق می نامند . عده ای دیگر چاه هایی که تا اولین سفره ی آب زیرزمینی حفر می شوند، چاه نیمه عمیق می گویند.
عده ی دیگر می گویند که تا وقتی که کیفیت آب در زیر زمین تغییر نکند، چاه حفر شده در آن چاهی نیمه عمیق است. اما نظر غالب این است چاهی که تا اولین سفره ی آب زیرزمینی حفر می شود ، چاهی است نیمه عمیق به شرطی که عمق آن از 100متر تجاوز نکند.
چاه های عمیق:
به چاه هایی گفته می شود که عمقشان زیاد است و با دستگاه حفاری حفر می شوند . بیشتر چاه های کشاورزی و چاه هایی که در سفره های عمیق ، یعنی در سفره هایی که سطح آب آن ها در اعماق زیاد واقع است ، حفر می شوند از نوع عمیق می باشند. قطر چاه های عمیق متفاوت است . در عین حال قطر بیشتر چاه های عمیق بین 12 تا 18 اینچ می باشد.
چاه های عمیق بر خلاف چاه های نیمه عمیق که تا اولین سفره ی آب حفاری می شوند و از آن ها آب می گیرند، از سفره های مختلف می گذرند و می توانند از تمامی آن ها آب بگیرند. چاه های عمیق را هم در رسوبات نرم ( آبرفتی) و هم در سازند سخت حفر می نمایند. دستگاه حفاری ضربه ای با ضربه زدن های مداوم (حدود 50 تا 60 ضربه در دقیقه) و دستگاه حفاری روتاری با چرخش مداوم مته ، زمین را خرد و سست می نمایند. مواد کنده را در سیستم حفاری ضربه ای با وسیله ای به نام گل کش بالا می آورند. ولی در سیستم روتاری به کمک جریان مستقیم و یا معکوس گل حفاری و یا آب ، از درون چاه خارج می سازند. برای حفر چاه در سازند سخت از دستگاه حفاری روتاری استفاده می شوند.
نويسنده: علی گنجی آزاد پور | ساعت: 16:3
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نويسنده: علی گنجی آزاد پور | ساعت: 16:31
به گزارش ایانا از پایگاه خبری وزارت نیرو به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، قانون تعیین تکلیف چاههای آب فاقد پروانه بهره برداری مشتمل بر ماده واحده و هفت تبصره است که در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی تصویب و به تایید شورای نگهبان رسیده است.
بر اساس این قانون که به وزارت نیرو ابلاغ شده است، مسئولیت وزارت نیرو در تبصره (2) این قانون مبنی بر برق کردن چاههای آب کشاورزی در صورتی است که صرفه جویی حاصل از محل کاهش مصرف سوختهای فسیلی این قانون امکان پذیر باشد.
بر اساس این قانون وزارت نیرو موظف است ضمن اطلاع رسانی فراگیر و موثر به ذی نفعان، طی دو سال تمام پس از ابلاغ این قانون، برای کلیه چاههای آب کشاورزی فعال فاقد پروانه واقع در کلیه دشتهای کشور که قبل از پایان سال ۱۳۸۵ هجری شمسی حفر و توسط وزارت نیرو و دستگاههای تابعه استانی شناسایی شده باشند و بر اساس ظرفیت آبی دشت مرتبط، و با رعایت حریم چاههای مجاز و عدم اضرار به دیگران و عموم مشروط به اجرای آبیاری تحت فشار توسط متقاضی پروانه بهره برداری صادر کند.
همچنین به منظور صیانت از سفره آبهای زیرزمینی، وزارت نیرو مکلف است با تامین هزینه از سوی مالکان چاهها، حداکثر طی دو سال پس از تصویب این قانون نسبت به نصب کنتورهای هوشمند برای تحویل حجمی آب در کلیه چاههای آب کشاورزی اقدام کند.
بر این اساس وزارت نیرو باید ظرف مدت پنج سال پس از تصویب این قانون و از محل منابع صرفه جویی حاصل از کاهش مصرف سوختهای فسیلی ناشی از اجرای این قانون، نسبت به برقی کردن کلیه چاههای آب کشاورزی اقدام کند.
شرکتهای آب منطقه ای هم مکلفند هر سه سال یک بار، مشروط به نبود تخلف از مفاد پروانه چاه توسط مالک یا مالکان، نسبت به تمدید پروانه بهره برداری چاههای آب کشاورزی در سراسر کشور اقدام کنند.
کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی مالک دستگاههای حفاری در سراسر کشور موظفند ظرف سه ماه پس از ابلاغ این قانون، از شرکتهای آب منطقه ای استانها مجوز فعالیت و کارت تردد دریافت و سپس به حمل و نقل و تردد اقدام کنند.
همچنین پس از انقضاء مهلت تعیین شده، نیروی انتظامی موظف به جلوگیری از حمل و نقل و یا تردد دستگاههای فاقد مجوز و کارت تردد است.
همچنین وزارت نیرو موظف است با همکاری نیروی انتظامی نسبت به توقیف دستگاههای حفاری متخلف به مدت شش ماه و حمل آن به توقفگاه (پارکینگ) با هزینه مالک آن اقدام کند.
بر اساس این قانون وزارت نیرو باید جهت رسیدگی به اختلافات ناشی از اجرای این قانون و قانون توزیع عادلانه آب مصوب۱۳۶۱، در هر استان کمیسیونی تحت عنوان "کمیسیون رسیدگی به امور آبهای زیرزمینی" مرکب از یک نفر قاضی با حکم رییس قوه قضاییه، یک نفر نماینده سازمان جهاد کشاورزی استان با حکم رییس سازمان و یک نفر نماینده شرکت آب منطقه ای استان با حکم مدیرعامل شرکت تشکیل دهد و نسبت به بررسی پرونده های شکایات اشخاص علیه دولت اقدام کند و رای لازم توسط قاضی عضو کمیسیون صادر می شود.
احکام صادره مذکور ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دیوان عدالت اداری است.
همچنین از تاریخ تصویب این قانون، کلیه دعاوی اشخاص علیه دولت مطروحه در محاکم عمومی برای اتخاذ تصمیم به این کمیسیونها احاله خواهد شد و دبیرخانه این کمیسیون در شرکتهای آب منطقه ای مستقر است.
از تاریخ تصویب این قانون هرگونه جابجایی چاههای دارای پروانه که مواجه به کاهش فاحش آبدهی شده و یا خشک شده است، صرفا در اراضی آبخور اولیه چاه و حداکثر در محدوده اراضی مالک و مشروط به رعایت سایر ضوابط ماده (۱۱) آیین نامه اجرائی فصل دوم قانون توزیع عادلانه آب و تبصره های ذیل آن و با تشخیص کمیسیونهای رسیدگی به صدور پروانه ها مجاز است.
آیین نامه اجرایی این قانون نیزحداکثر ظرف سه ماه پس از ابلاغ به پیشنهاد مشترک وزارتخانه های نیرو و جهاد کشاورزی به تصویب هیات وزیران می رسدwww.iana.ir
نويسنده: علی گنجی آزاد پور | ساعت: 16:29
نويسنده: علی گنجی آزاد پور | ساعت: 17:34
نويسنده: علی گنجی آزاد پور | ساعت: 14:29
نويسنده:مهرخ ملكيان
چكيده
طرح بانك اطلاعات پروژههاي تحقيقاتي و مدارك علمي آب در سال 1374 با هدف آماده سازي 10000 مدرك درموضوعات آب، به طور مشترك بين وزارت نيرو و مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران آغاز شد. اين مجموعه بااستفاده از نرم افزار CDS/ISIS و اصطلاحنامههاي معتبر جهاني در موضوع آب تهيه شده. در اين مقاله كه با استفاده ازبانك مذكور نوشته شده، با اشاره به آمار قناتهاي كشور، وضع آن در سه دهه اخير بيان شده و نقاط قوت و ضعفمطالعات انجام شده مشخص گرديده. ضمناً علل آلودگي آب قناتها و چگونگي تغذية مصنوعي از سيلاب به منظورحفاظت از آبدهي قناتها را تشريح گرديده و اشاره شده كه با كمك فن قناتسازي علاوه بر انتقال آب شيرين از مناطقكوهستاني به دشتها و حاشية كويرها، با تكيه بر علوم و فنآوري جديد ميتوان آبهاي شور را از مجاورت سفرههايآب شيرين دور كرد. در پايان پيشنهادهايي نيز براي تقويت بانك اطلاعاتي فوق الذكر ارائه شده است.
طرح بانك اطلاعات پروژههاي تحقيقاتي و مدارك علمي آب(نظارت اين طرح با خانم ملوك السادات بهشتي و مجري آن خانممهرخ ملكيان) از سال 1374 به موجب قرارداد منعقد شده بين معاونت امور آب وزارت نيرو و مركز اطلاعات و مدارك علمي ايراندر اين مركز به اجرا در آمده است.هدف از اجراي اين طرح، تهيه و آمادهسازي 10000 مدرك شامل پاياننامه، گزارش طرح تحقيق، مقالة سمينار، مقاله مجله، استاندارد آب، و پروانه ثبت اختراع در موضوعات زير مي باشد:
آبشناسي، صنايع آب آشاميدني، مديريت بهرهبرداري از آب، حقوق آب، آلودگي آب، توزيع آب، آبهاي زيرزميني، آبهايسطحي، نزولات جوي، آلودگي دريا، آبياري و زهكشي، كنترل سيلاب، كيفيت آب، طبقهبنديهاي كيفيت آب، سدسازي و صنايعذيربط، ارتباط آب و خاك، آب و جميت، زلزله، ژئوفيزيك، و ژئوتكنيك و استانداردهاي آب فرمت كتابشناختي سال 1995يو.اس.مارك در طراحي كاربرگه هاي اين طرح ازUS MARC BIBLIOGRAPHIC FORMAT 1995در برنامهريزي رايانهاي آن از نرم افزارCDS/ISIS، و در كنترل توصيفگرها و كليدواژهها از اصطلاحنامههاي زير استفاده شده است:
1 ـ اصطلاحات منابع آب1_ Thesaurus of water Resources Terms.
2_ TEST (Thesaurus of Engineering and scientific Terms).
2ـ اصطلاحات مهندسي و علمي
3_ Ei thesaurus.
3ـ اصطلاحنامه
4_ SPINES Thesaurus.
4ـ اصطلاحنامه اسپانز
5_ Thesaurus of Law.
5ـ اصطلاحنامه حقوق
مدارك اين مجموعه به زبانهاي فارسي، انگليسي، فرانسه، آلماني و روسي، ولي توصيفگرها به زبان فارسي و انگليسي مي باشند.در حال حاضر اطلاعات اين بانك در محيط "ويندوز 95"، و از طريق اينترنت قابل دسترسي است. از آنجا كه در هنگام تهيه اين بانكاطلاعاتي اصل مدارك نيز گردآوري شده، به هنگام جستجو از طريق رايانه اطلاعات كتابشناختي و متن كامل اسناد تواماً قابل بازيابيو ميباشند. اين مجموعه در حال حاضر در طرح تحقيقات كاربردي ـ طرح استانداردهاي آب، معاونت امور پژوهشي وزارت نيرو،واقع در (خيابان فلسطين شمالي ـ تلفن 8904304) در دسترس محققان، پژوهشگران و علاقمندان ميباشد.
از ويژگيهاي اين بانك اطلاعاتي اين است كه به دليل استفاده از اصطلاحنامههاي معتبر، توصيفگرها و كليدواژهها داراي نظممنطقي و ارتباط علمي با يكديگر ميباشند و بدين ترتيب، استفاده كنندگان براحتي و بدرستي مي توانند درجهت موضوع مورد نظر ،هدايت و رهبري شوند.
ابتدا در ارتباط با موضوع اين همايش به جستجو در اين بانك اطلاعاتي پرداخته شد و جمعاً به 1284 مدرك در ارتباط با قنات وموضوعات وابسته به آن به شرح زير دسترسي حاصل شد:
آبهاي زيرزميني 758 مدرك، قنات217 مدرك، سيلاب 108 مدرك، تغذيه مصنوعي63مدرك، تغذيه طبيعي 2 مدرك،آلودگي آبهاي زيرزميني83 مدرك، مقاومت مصالح40مدرك، حقوق آب13 مدرك(كه از اين تعداد 2 مدرك در ارتباط با حقابهقناتها است).
با مطالعه اين مجموعه مشخص گرديد كه ايرانيان در سه هزار سال پيش به جريان آبهاي زيرزميني پي برده بودند و باتوجه به اين كهآبهاي زيرزميني در قسمتهاي مركزي ايران اكثراً شور و غير قابل استفاده براي شرب و كشاورزي است، آب زيرزميني لايه هايآبدار دامنه كوهها را بوسيله نيروي ثقل زمين به حاشيه كويرها رسانده و كويرها را آباد ساختهاند. ديگر اين كه فن قنات سازي ابداعايرانيان بوده و كشورهاي ديگر بتدريج از آن الگو گرفتهاند. از ويژگيهاي اين قنات ها آن است كه بعد از 3000 سال هنوز هم قابلاستفادهاند و حتي تا دو سه دهه اخير 75% آب مورد نياز كشور را تأمين مي كردهاند.
اولين مطلبي كه به ذهن ميرسد اين است كه ما در ايران براستي چند قنات داريم؟ با مطالعه چند مدرك گردآوري شده نتايج زيرحاصل شد:
ع. بهينا در كتاب "قنات سازي و قنات داري" نوشته كه قريب 40000 رشته قنات در سراسر ايران موجود است(1).
كاظم. صدر و حبيب ا...سلامي تعداد قناتها را 3000 رشته اعلام كردهاند(2.)
اچ،اي. وولف در مقالهاي تعداد قناتهاي ايران را 22000 رشته با بيش از 274000 كيلومتر درازا اعلام مي كند (3).
نتيجه اين كه ما دقيقاً نميدانيم در ايران چند رشته قنات داريم و اين قناتها در كجا قرار دارند.
در سال 1372 پايان نامه كارشناسي ارشدي با عنوان «روش EM-VLF و كاربرد آن در اكتشاف قنات ها با استفاده ازدستگاهABEM-WADI» در موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران كار شده (4) و درآن راهها عملي و پيشنهادهاي ارزشمندي در ارتباط بااكتشاف قناتهاي كشور ارائه شده است.
در سال 1372 در سمينار كاربرد كامپيوتر در علوم كشاورزي مقالهاي با عنوان "جمع آوري اطلاعات و ايجاد پايگاه اطلاعاتيبراي قنوات ايران" ارائه شده (5) كه بيشتر جنبة آماري دارد.
آغاز تخريب قناتهاي ايران مربوط به سال 1346 است (6).بعد از «كنفرانس جهاني آب براي صلح، در سال 1967، دربرنامهاي با عنوان «سياستهاي مربوط به توسعه منابع آب ايران و مشكلات و راه حلهاي آن»، حفر چاههاي عميق و نيمه عميق دردشتهاي كشور و در حريم قناتها آغاز گرديد و بعد از آن، شاهد افت سطح سفرههاي آب زيرزميني و آب دهي كم و كمتر قناتهابودهايم.
در سال 1349 موسسه آبشناسي ايران دست به يك سري تحقيقاتي زد كه نتايج آنها به صورت پايان نامه كارشناسي ارشد باعناوين زير عرضه شده است:
-بررسي نوسانات سطح آبهاي زيرزميني دشت ورامين(7)
-بررسي نوسانات سطح آبهاي زيرزميني منطقه كرج(8)
-بررسي نوسانات سطح آبهاي زيرزميني دشت قزوين(9)
-بررسي نوسانات سطح آبهاي زيرزميني دشت تهران(10)
-بررسي نوسانات سطح آبهاي زيرزميني دشت مشهد(11)
در اين تحقيقات موارد زير مورد مطالعه قرار گرفته است:
نوسان سطح آب، آب زيرزميني، مختصات جغرافيايي، آب و هوا، آب سطحي، آبدهي، زمين شناسي، بهره برداري آب، چاه،قنات، و دادههاي آماري. شايان ذكر است كه دراين مطالعات، قناتها و چاهها اعم از عميق و نيمه عميق به عنوان منابع آب زيرزمينيبطور همزمان بررسي شدهاند و ضمن بررسي موارد فوق، پيشنهادها و نظريات مربوط به هر مورد آمده است.
در بررسي مجموع مطالعات گردآوري شده برروي قناتهاي كشور به نظر ميرسد كه وزارت نيرو از ساير سازمانهاي تحقيقاتيو دانشگاههاي فعالتر ميباشد. ازجملة اين فعاليت ها، مجموعه مطالعاتي مربوط به وزارت نيرو- معاونت امور آب، تلفيق مطالعات،شامل 82 مورد مطالعه است (ه12ـ94 ) كه با عنوان شناسنامه منابع آب در سال 1370 منتشر شده و عناوين برخي از آنها بقرارزيراست:
- شناسنامه منابع آب دشت قروه-دهكلان، كد:430-37-295
- شناسنامه منابع آب دشت گرگان و دشت، كد:430-42-300
- شناسنامه منابع آب دشت ميمه،كد:430-155-452
- شناسنامه منابع آب دشت شوقان، كد:430-97-392
- شناسنامه منابع آب دشت دستگردان، كد:430-96-391
- شناسنامه منابع آب دشت دامغان، كد:430-99-394
- شناسنامه منابع آب دشت خوش آب، كد:430-98-393
- شناسنامه منابع آب دشت خضري، كد:430-100-395
- شناسنامه منابع آب دشت ساري-دشت ناز، كد:430-43-301
در اين مطالعات كليه دشتهاي كشور كدگذاري و موارد زير به شكلي بسيار نظاممندو هماهنگ در همه آنها مطالعه شده است:
منابع آب، مشخصات جغرافيايي، زمينشناسي، بارندگي، پوشش گياهي،پتانسيل تبخير، دما، آب ورودي، آب زيرزميني،دادههاي آماري، قنات، چشمه، پيزومتر، كيفيت آب، ترازنامه، اسامي جغرافيايي.اين مطالعات در دشت يزد و اردكان شامل صنعتو معدن نيز مي شود.
وزارت نيرو مجموعه مطالعات ديگري بين سالهاي 70-1368 انجام داده كه 12 مورد ميباشد و(95-106) و باعنوان طرح جامع
آب كشور كليه قناتهاي حوزه آبريزهاي زير را مطالعه نموده است:
1ـ طرح جامع آب كشور:منابع آبهاي زيرزميني حوزه آبريز كوير مركزي
2ـ طرح جامع آب كشور: حوزه آبريز قم و قره چاي
3ـ طرح جامع آب كشور: حوزه آبريزمند
4ـ طرح جامع آب كشور:حوزههاي آبريز نمكزار خواف كال شور و دشت كوير، جلد اول: سيماي طبيعي و جغرافيايي مصارف آب
5ـ طرح جامع آب كشور:حوزههاي آبريز نمكزار خواف كال شور و دشت كوير، جلد دوم: منابع آب، توسعه منابع آب
6ـ طرح جامع آب كشور:منابع آبهاي زيرزميني حوزه آبريزهاي شور، جاجرود و قرهچاي
7ـ طرح جامع آب كشور:منابع آبهاي زيرزميني حوزه آبريزكل
8ـ طرح جامع آب كشور:منابع آبهاي زيرزميني حوزههاي آبريز دز و كارون
9ـ طرح جامع آب كشور:منابع آبهاي زيرزميني حوزه آبريز ارس
10ـ طرح جامع آب كشور:منابع آبهاي زيرزميني حوزههاي آبريز ساحلي جنوبي ميناب،بندرعباس و جزاير خليج فارس
11ـ طرح جامع آب كشور:حوزه آبريز زاينده رود
12ـ رح جامع آب كشور:منابع آبهاي زيرزميني حوزههاي آبريز جازموريان كوير لوت
بعد از وزارت نيرو، مطالعات فراواني توسط وزارت كشاورزي در ارتباط با قناتها به عنوان منابع آب براي كشاورزي و آبياريصورت گرفته كه دو نمونه از عناوين آنها به قرار زير است:
1 - بهره برداري پايدار از منابع آب در كشاورزي (1373)(107)
2 - تحقيق و بررسي برروي آبهاي شور وقليايي مورد استفاده كشاورزي، شامل قنوات و چاهها(1361) (108)
از سال 1370 طرح كالبدي ملي مكانيابي شهرهاي جديد و گسترش شهرهاي موجود توسط وزارت مسكن و شهرسازي درگروههاي مختلف و تحت مديريت واحد به اجرا در آمده است. در اين راستا كل مساحت كشور به ده منطقه تقسيم شده و اينمطالعات شامل زمينشناسي مهندسي و آبشناسي مي باشد(109)
ضمناً مطالعات پراكنده در دانشگاههاي مختلف كشور در ارتباط با قناتها انجام شده كه برحسب مورد به آنها اشاره ميشود.
آبدهي قناتها به دو عامل بستگي دارد:
1 - عوامل طبيعي
2 - عوامل انساني
با بررسي مطالعات انجام شده بر روي قناتهاي كشور روشن ميشود كه بيشتر بر روي عوامل طبيعي در ارتباط با قناتها كار شده؛در مورد دوم يعني عوامل انساني يا خيلي كم كار شده يا اصلاً كار نشده است. موضوعات اين حوزه عبارتاند از:
- اطلاعات مربوط به سرمايه گذاريهاي مختلف مثل اختصاص اعتبارات و كمكهاي مالي به صاحبان قناتها براي لايروبي، كَوَلكاري(كول حلقههاي سفاليني كه در مجراي قنات مينشانند تا مانع از نشست قنات شود) و سنگچين كردن قناتها؛
- بررسي مقايسهاي مزايا و معايب قنات يا حفر چاه كه دو شيوه رقيب در بهره برداري از آبهاي زيرزميني است؛....
با توجه به پرمخاطره بودن حفرقنات و عمليات لايروبي آنها براي مقنيها، نويسندگان مختلف استفاده از فنآوري جديد شاملابزارها، وسايل و حتي مصالح ساختماني مقاومتر را پيشنهاد مي نمايند؛ به طوري كه در اين بانك 40 مدرك در ارتباط با مقاومتمصالح گردآوري شده است. با توجه به زلزله خيز بودن منطقه مي توان به جاي سفال در كول كاري و ساخت قنات ها، از بتن و بتنمسلح يا از موادي كه در سد سازي استفاده مي شود بهره گرفت.
منظور از آلودگيآب قنات اعم از ميكربي يا شيميايي است.
درارتباط با آلودگي آب قناتها 83 مدرك گردآوري شده است؛ به عنوان مثال"آلودگي آب آشاميدني شهر كرمان به فلزات سنگين وساير مواد شيميايي"(110) پايان نامهاي است كه در سال 1369 در دانشكده بهداشت دانشگاه تهران كار شده و علل آلودگي آبقناتها و آب زيرزميني شهر كرمان را، تلنبار كردن زبالههاي شهر از سال 1353 تا اواخر سال 1362 ميداند و بابررسي چاهها وقناتهاي شهر از نظر آلودگي ميكربي و فلزات سنگين، و پيشنهادهاي مفيدي نيز ارائه داده است. ضمناً در همين مدرك به افتشديد سطح سفرههاي آب زيرزميني در اين منطقه اشاره شده و هشدارهاي لازم داده شده است.
پايان نامه ديگر كه مربوط به موسسه آبشناسي ايران در سال 1349 مي باشد وضع هيدروژئولوژي منطقة شيراز را بررسي نمودهو علل شوري آب در اين منطقه را از نظر زمينشناسي مربوط به وجود گنبدهاي نمكي موجود در لايههاي زمينشناسي منطقه موردمطالعه مي داند (111).
پايان نامه ديگركه مربوط به دانشكده داروسازي دانشگاه تهران در سال 1359 است آب چاهها و قناتهاي منطقه لار را از نظرفيزيكي - شيميايي بررسي نموده. در اينجا نيز به وجود گنبدهاي نمكي به عنوان عامل موثر در شوري آب قناتهاي منطقه اشارهشده است(112).
پايان نامه سوم با عنوان" هيدروژئولوژي گنبدنمكي سروستان"(125)در سال(1375)(113) مربوط به دانشگاه زمين شناسي،آبشناسي دانشگاه شيراز است. در اين پايان نامه وجود گنبدهاي نمكي را به خاطر داشتن نمك و قدرت حلاليت بسيار زياد آن(000/360 ميلي گرم در ليتر)، قرار گرفتن گنبدها در كنار آبرفتها و سنگهاي كربناته كارستي مهمترين منابع آلوده كننده و مخربآبهاي زيرزميني مي داند و به منظور ممانعت و كاهش اثرات گنبدهاي نمكي به آبهاي زيرزميني، پيشنهاد نموده كه با پمپاژ آبهايكارستي منطقه قبل از آلوده شدن، وايجاد قنات در مجاورت گنبدهاي نمكي و زهكشي كردن آبهاي شور و آلوده، از ورود اينآبها به دشت سروستان ممانعت به عمل آيد، و نيز با ايجاد حوضچه هاي تبخير در قسمت جنوب شرقي گنبد و هدايت آبهايشور به درون آنها از آلودگي آبهاي زيرزميني جلوگيري نمود.
در مدرك شماره 1162 اين بانك اطلاعاتي با عنوان "قنات زهكش ها"(1373)كه مربوط به كميته ملي آبياري و زهكشي وزارتنيرو، است و كه توسط آقاي پرهام. جواهري،(114) به رشته تحرير در آمده، نويسنده در دشتها و اراضي شهري بخصوص درمناطقي كه سفرههاي آب زيرزميني بيش از 6-7 متر پايين بيفتد،استفاده از قنات را يكي از بهترين روشهاي زهكشي آب دانسته ونمونههاي اجراي اين مطلب در شهر شيراز را توضيح داده است.
وجود سيلابهاي مخرب بخصوص در سالهاي اخير در نقاط مختلف كشور موجب اجراي پروژههاي تحقيقاتي فراواني دردانشگاههاي كشور شده است. با اجراي اين پروژهها ميتوان سطح آبدهي قناتها را افزايش داد و از نيروي مخرب سيل در جهتتوسعه استفاده كرد. بدين جهت ضروري است بايك برنامه ريزي منسجم، كليه زمينههاي تغذيه مصنوعي سيلاب مورد مطالعه وبررسي قرار گيرد. در اينجا به چند بررسي انجام شده اشاره مي شود:
ـ"بررسي تأثير طول آمار هيدرولوژيكي در پيش بيني سيلاب در حوزههاي آبخيز" (1375)(115) كه توسط دانشكده منابع طبيعي وعلوم دريايي دانشگاه تربيت مدرس، به صورت پايان نامه كارشناسي ارشد كار شده. اين تحقيق بااستفاده از نرم افزارهاي مناسبرايانهاي، دبي سيلاب هاي طول دورة 10، 15، 20، 25، 30، 35، 40 و بالاي 40 سال را مورد بررسي قرار داده و به نتايجارزشمندي دسترسي يافته است.
ـ در پايان نامه ديگري با عنوان"ارزيابي روشهاي تغذيه مصنوعي و بررسي اثر كمّي آنها بر سطح آبهايزيرزميني"(1373)(116) به چگونگي تزريق آب به سفرة آبهاي زيرزميني اشاره شده و براي ارزيابي اثر كمّي تغذيه مصنوعي بهسطح آبهاي زيرزميني، چند برنامه رايانهاي ارائه گرديده است. ضمناً درگزينش روش تغذيه مصنوعي پيشنهاد شده كه بايد بهشيب زمين، زمين شناسي منطقه، شرايط خاك، وضعيت آبهاي زيرزميني، آب و هواي منطقه، كميت و كيفيت آب تغذيه شوندهتوجه شود.
در پايان نامه ديگري به نام "كاربرد مدل كامپيوتري آبهاي زيرزميني در دشت قروه و استفاده از آن در مديريت و برنامه ريزي تغذيهمصنوعي"(1375)(117) از گروه آبياري دانشكده كشاورزي دانشگاه شهيد چمران،اهواز، اندازهگيري سطح آب زيرزميني در طيسالهاي 74-1365 نشان مي دهد كه برداشت بيش از حد مجاز در منطقه دشت باعث افت سفره زيرزميني و در نتيجه بروز مسائلو مشكلاتي گرديده است. يكي از راه حلهاي مناسب براي مقابله با اين مشكلات، تغذية مصنوعي سفرة آب زيرزميني ميباشد.نويسنده تصميم گيري در مورد زمان و محل مناسب براي تغذيه مصنوعي مستلزم انجام مطالعات زمين شناسي و هيدرولوژيكدانسته كه برپايه آن، رفتار سفرة آب زيرزميني تحت شرايط مختلف تغذيه مصنوعي مورد بررسي قرار ميگيرد
اجداد ما آبهاي شيرين دامنه كوهستانها را با كمك فن قنات سازي كه روش ابداعي خودشان بوده به حاشيه كويرها بردهاند و باهمان روش بسيار ابتدايي و مصالح ابتداييتر(كَوَلهاي سفالين) عملكرد آنها به گونهاي بوده كه اين قناتها هنوز هم در مناطقمختلف كشور كار مي كنند. قناتها علاوه بر انتقال آب شيرين به دشتها و حاشيه كويرها مي توانند با توجه به لايههاي زمين نيزشناسي كشور، در زهكشي و انتقال آب شور و دور كردن اين آبها از مجاورت سفرههاي آب شيرين زيرزميني مورد استفاده قرارگيرند. همچنين مي توان با استفاده از رايانهها و فنآوري جديد، فن قناتسازي را همانند سدسازي تقويت نمود و به جاي سفال ازمصالح مقاومتر استفاده كرد؛ با بررسي وضعيت زلزلهخيزي، تكتونيكي و گسلهاي موجود در ايران، قناتهاي قديمي را احياء وقناتهاي جديد احداث كرد؛ با تغذيه مصنوعي سيلاب به درون سفرههاي آب زيرزميني، به جاي تخريب شهرها توسط سيل، اينآبها را به داخل سفرهها تزريق كرد و در هنگام كم آبي يا خشكسالي از آنها بهره گرفت.
بن بست فعلي يعني از دست دادن قسمتي از قناتهاي كشور نتيجه تصميمگيري شتابزدة نسل فعلي است. اكنون براي جبرانخطاهاي گذشته نمي بايد بدون مطالعه به اقدامات ديگري دست بزنيم كه عواقب نامناسب ديگري پيآمد آن باشد. بدين جهتپيشنهاد مي گردد با تكيه بر اطلاعات گردآوري شده در اين بانك اطلاعاتي، با كمك و همكاري محققان و متخصصان كشور،مجموعه اين بانك اطلاعاتي تكميل شود بدين منظور چنانچه مدركي در ارتباط با قنات در يكي از مراكز تحقيقاتي و يا در مجموعهشخصي موجود است به آدرس مركز اطلاعات علمي ايران، صندوق پستي 1371-13185 طرح بانك اطلاعات پروژههايتحقيقاتي و مدارك علمي آب ارسال گردد. تا علاوه بر ممانعت از دوباره و چند باره كاريهاي تحقيقاتي، بامطالعة اين مجموعه بهنقاط قوت و ضعف كارهاي انجام شده پي برده شود و به مطالعات تكميلي و پركردن فضاهاي خالي تحقيقاتي اقدام گردد. همچنين بادسترسي به اسامي و آدرس محققان و متخصصان كه يكي ديگر از محصولات اين بانك اطلاعاتي است، ميتوان به تشكيل جلساتمشاوره و تبادل نظر اقدام كرد.
نويسنده: علی گنجی آزاد پور | ساعت: 14:28
| |
| |
نويسنده: علی گنجی آزاد پور | ساعت: 14:45
اولین ومهمترین عامل طبیعی در مکان یابی استقرارگاه برای انسان یکجانشین، وجود منابع آب جاری، بکارگیری پتانسیلهای این منابع در جهت ایجاد شهر و روستا وایجاد تدابیری در مقابل طغیان و سیل و ویرانگری آن بودهاست. تکنولوژی احداث قنات در مناطق مرکزی فلات ایران از گذشتههای بسیار دور روشی معمول جهت استفاده از منابع آب زیر زمینی است که شهر میبد با شبکه قنات گستردهای که دارد، یکی از کانونهای مطرح در این زمینهاست. سرچشمه اکثر قناتهای این شهر در ارتفاعات شیر کوه میباشد که هر قنات در بخش خاصی از شهر سر از دل زمین بیرون میآورد. به طور مثال سر حوض بازار، مظهر قنات خارزار، نقطه ایست که در آن قنات کرنان دهها متر در عمق زمین جریان دارد تا در پایین دست تر در محل آبادی مهرجرد، از دل خاک بیرون بجوشد. بدین ترتیب شیب قناتهایی که در اعماق مختلف در جریان هستند به گونهای تنظیم میشود که آب، تا حد امکان در درون خاک که بستر طبیعی آن است جریان داشته باشد و تنها در نقطه مورد نیاز، خود را به نمایش بگذارد چهار قنات اصلی خارجار، شاخهای از کثنوا، قنات قطب آباد و قنات صدر آباد در محله پایین و محله کوچک شارستان بر زمین ظاهر شده و آب مورد نیاز خانهها و باغات شارستان را تأمین میکردهاست. محلات بالادست با ایجاد پاکنه و پایاب و گودال باغچه به این قناتها دسترسی دارند. قناتهای کرنان، محمودی و یخدان پس از عبور از اعماق زمین زیر شارستان، به ترتیب در کشتخوانهای مهرجرد، بیرونه فیروز آباد و بیرونه یخدان در سطح زمین ظاهر میشوند قنات در تضمین موجودیت و زندگی انسانی به حدی اهمیت داشته که گاه بعضی افراد خیر و متمول که ساکن میبد یا یزد بودهاند، با احداث قناتی موجبات ایجاد یک آبادی را فراهم آوردهاند که عموماً نام قنات و آبادی، به نام همان فرد نامیده شدهاست، مانند قنات بدر آباد در بیرونه بدر آباد، قنات مبازر آباد در بیرونه ده نو، قنات امیر آباد در بیرونه حسن آباد که موجبات ایجاد دو آبادی امیر آباد و حسن آباد را فراهم آوردهاست. باغ دومین عاملی است که امکان زندگی در دشت تفته کویررا فراهم میآورد و موجودیت آن به وجود آب وابستهاست. در ساختار شهری میبد، باغها به بعنوان عناصر شهری انفکاک ناپذیر از سایر بخشها عمل میکنند بطوریکه بدون وجود آنها مفهوم کالبدی و معنوی این ساختار بطور کل نابود شده و در هم پیچیده میشود علاوه بر این گره خوردگی با کالبد شهری، باغات، با کالبد اقتصادی شهر نیز ارتباط تنگاتنگی دارند. معیشت کشاورزی بیرونه امکان حیات شهری شارستان را فراهم آورده و مانند پشتوانهای ارزی از آن حمایت میکند. باغ در میبد بر خلاف بسیاری دیگر از شهرها که پیرامون کوشکی سلطنتی شکل گرفته و حالت انحصاری دارد، کاملاً دارای جنبه عمومی و مردمی بوده و به حیات انسانی پیوند خوردهاست. فضاهای مابین هستههای زیستی (مثل فضای میان شارستان و بیرونهها)، با لکههای سرسبز باغ پر شده که مجموعا، ً باغ شهر میبد را ایجاد کردهاند. این گستره سرسبز در میان بیابان بی آب و علفی که پیرامون آن را محاط کرده در طی قرون متمادی ایجاد شدهاست. هر چه جمعیت گسترده تر شده و بر دامنه شهر افزوده گشته، وسعت باغات نیز افزوده شدهاست. بدین ترتیب باغها رکن جدایی ناپذیر از ایجاد وگسترش میبد هستند. از آنجا که تأمین آب برای آبیاری بسیار مشکل است، باغها و زمینهای کشاورزی در قطعات کوچک تقسیم بندی شده و نسبت به جریان قنات به صورتی قرار دارند که آب در عرض زمین عبور میکند و بدین ترتیب با اشغال کمترین طول مسیر قنات امکان آبدهی آنها فراهم میشود. انار و انگور معروف میبد محصول اصلی این تعامل انسان با طبیعت است. == آسیابهای کویری == ایران- میبد بیشترین را دارد آسیاب در مناطق خشک ایران روی قنات ساخته میشود. تنوره آسیاب در ژرفای زمین کنده میشود، وحجم آن بستگی به میزان آب قنات دارد. مقدار آبی که از بالا به تنوره میریزد و در آن جمع میگردد، سنگ آسیاب را به حرکت در میآورد. این گونه آسیابها آرد مصرفی منطقه را آماده میکرد. ایجاد آسیاب در روی قنات این امکان را میداده که بخشی و یا تمامی مخارج نگهداری، تعمیر و لایروبی قنات به دست آید و صاحبان قنات مجبور به پرداخت نفقه نشوند. این یکی از چراییها و شاید عمده ترین دلیل ایجاد آسیاب در روی قناتها بودهاست. گاه برخی از صاحبان آسیاب در گذشته، فقط با درآمد آسیاب قنات جدیدی ایجاد کردهاند. در گذشته بسیاری از مقنیها به جای مزد خود حواله آرد از آسیاب دریافت میکردهاند. و زمانی که پول نیاز داشتند این حوالهها را میفروختند. آسیابانها نزد مردم احترامی داشتند و گاه این شغل به فرزندان آنها به ارث میرسید. کندن آسیاب گاهی برای آبرسانی به رمینهای پست تر و اجباری بودهاست بدین معنی که گاهی مظهر قناتی در دهی بودهاست. شخص و یا اشخاصی قنات یا بخشی از قنات را خریداری میکردهاند و میخواستهاند آب را به زمینی که در پایین دست قرار داشتهاست برسانند، بهترین راه این بودهاست که آسیابی ایجاد کنند. آب را به تنوره آسیاب بدهند و از تنوره تا محل جدید دالانهای زیرزمینی بکنند. در حقیقت در اینجا تنوره آسیاب نقش مادر چاه را داشتهاست. گاه ساختن آسیاب هم چون حق عبور بودهاست. مردم دهی میخواستهاند قناتی ایجاد کنند و میبایست چاههای قنات را در زمینهای دهی دیگر بکنند. این مردم به شرطی رضایت میدادهاند که چاهها در روی زمینهای آنها کنده شود که آسیابی برای آنها ساخته شود. در حقیقت ایجاد آسیاب حق عبور بوده، البته در بیشتر موارد همان مسیر چاهها خریداری میشدهاست. گاه نیز ایجاد برخی از آسیابها تنهابه علل انسانی و نیاز یک منطقه به آسیاب بودهاست. آسیاب کار آرد کردن گندم با دست را که بیشتر کار زنان بودهاست، ساده میکردهاست. فکر ایجاد آسیاب باید بین زن و مرد با هم پیدا شده باشد. کار آبیاری با مرد و کوبیدن گندم با زن بودهاست و این دو در آسیاب به هم گره میخوردهاست. آسیاب هم چنین بین خانههای روستا و زمینهای کشاورزی قرار دارد و گره گاه روستا و باغ و زمین کشاورزی است.آسیاب و چرخ کوزه گری هر دو از ابتکارات و اختراعات زنان است و یا کار مشترک زن و مرد. به گمان نخستین آسابانها و سفالگران تاریخ زنان بودهاند. مردان در کار ابیاری و گله داری و کشاورزی بودهاند و زنان چرخ و سفالگری و آسیاب و ارابه را ساختند تا زندگی به را بیفتد. پژوهشهای نخستین نشان میدهد که در برخی ازروستاهای یزد پس از ایجاد آسیاب آبی، پارچه بافی، سفالگری زیلوبافی و کارهای دستی رونق بیشتری یافتهاست. یکی دیگر از نتایج ایجاد آسیاب آبیدگرگونی است که در تقسیم کار از نظر جنس بین زن و مرد پدید میآید. کار کردن با آسیاب دستی کاری است زنانه و مختص به زنها، و مردها در آن نقش چندانی نداشتهاند. در برخی دهات کار کردن مردها با آسیاب دستی کاری ناپسند و دور از شان مردان به چشم میآمدهاست. چون در دهی آسیاب آبی ساخته میشد، کار وارونه میگردید و دیگر زنها نقش چندانی در آرد کردن گندم خانواده نداشتند و مردها عهده دار حمل کیسههای گندم به آسیاب و آرد به خانه بودند. نخست این کارها با زنان بود وسپس تر مردان آن را در برخی جاها بر دوش گرفتند تا نان و آب خانه در دستشان باشد. بدین ترتیب با ساخته شدن آسیاب آبی نه تنها یک سنت شکسته میشد بلکه بخشی از نیروی کار زنها آزاد میگردید که بیشتر در صنایع دستی به کار گرفته میشد. بسیاری از آسیابها و به ویژه آنها که در روی قناتهای یزد قرار دارند از نظر تکنیکی و گودی تنوره و خرد کردن گندم در سطح بالایی قرار دارند. برخی از این آسیابها مثل آسیاب دو سنگه و آسیاب سنگ سیاه که تنوره آنها در چهل تا پنجاه متری زمین قرار دارند، از شاهکارهای تکنیکی و هنری تمدن ایرانی هستند. آسیابها شکل زورخانهها و سفالگریها را دارند واینها همه شکل نیایشگاههای مهریان است. در گودی و به شکل چند پهلو ساخته شدهاند. شاید نیایشگاهها برای دور ماندن از چشم دیگران به مانند آسیابها ساختند و زروخانهها نیز که مکان تمرینهای جنگی پنهانی پهلوانان بود به همین سبب بدینگونه ساخته شده باشد. شکل همه آنها با نیایش و عرفان پیوند دارد.
نويسنده: علی گنجی آزاد پور | ساعت: 14:42
چاه ، گودالی معمولاً استوانهای شكل عمودی كه توسط انسان یا طبیعت از سطح زمین به عمق آن احداث شده است.
از رایجترین اقسام آن چاه آب است كه به منظور دسترسی به مخازن آبهای زیرزمینی و بهرهبرداری از آن كنده میشود. چاه آب بر دو نوع است: چاه دستی، یعنی چاه كم عمقی كه با استفاده از وسایل ابتدایی و نیرو و مهارت انسان حفر میشود تا در یك قشر نفوذپذیر باز شود و به آب برسد؛ و چاه عمیق كه با استفاده از فنّاوری نوین و دستگاههای مكانیكی پیچیده با عمق بسیار حفر میشود و از چند قشر نفوذپذیر و از قشرهای نفوذناپذیر آنها میگذرد و به یك مخزن آب محصور میرسد (جنیدی، ص 73ـ74). در این مقاله، از ابعاد فنی و فرهنگی چاههای آب در ایران و نیز چاه در جهان اسلام سخن رفته و سپس احكام فقهی چاه آمده است.
1) در ایران.
فنون آبشناسی و حفر چاه دستی. كرجی (ص 13) نوشته است: «مقنیای كه نشانههای آب پنهانی را بر سطح زمین نشناسد در كار خود ناقص است». او در كتاب خود (ص10ـ15، 21) نشانههای گوناگون مبتنی بر دریافتهای زمین شناختی یا پوشش گیاهی را برای شناسایی آبهای پنهانی توضیح داده است. فنون و روشهای سنّتی مقنیان برای پیبردن به وجود آب در عمق زمین، برای حفر چاههای آب نیز قابل استفاده بود. بررسی خارشتر و پر آب بودن بافتهای این گیاه، ذوب شدن برفهای یك ناحیه از بیابان زودتر از برفهای دیگر به دلیل گرمای بالقوه جریان آبهای زیرزمینی، مشرف بودن كوههای بلند و برفگیر بر درهها، تشخیص لایههای نفوذپذیر و نفوذناپذیر زمین و حتی وجود گردباد و غیره، جزو همین فنون سنّتی برای تشخیص آب و تعیین محل چاه است (پاپلی یزدی و لباف خانیكی، ص 98ـ99).
حفر چاه دستی یا چاه زدن، در همه جای ایران از گذشتههای دور، دستكم از دوره ایلام و ماد تا به امروز، تقریباً بر اساس یك اصل كلی و با روش و فن سادهای رایج بوده است (رجوع کنید به لمتون، ص 227؛ فاضلیپور، ص 141).
ابزارهای حفر چاه دستی بسیار ساده و عبارتاند از: كلنگ فلزی یك طرفه با دسته چوبی كوتاه، بیلچه فلزی با دسته چوبی كوتاه، چرخ، طناب، چراغ، و دمآهنگری.
چرخ مركّب از چهار تخته چوب الوارمانند، به ابعاد حدود 150×25×5 سانتیمتر، است كه در وسط و دو انتهای هر تخته سوراخهایی تعبیه میشود. هر دو تخته به شكل چلیپا به هم وصل میشود و از سوراخ میان این دو چلیپا محوری چوبی عبور میكند. دو سر این محور بر روی دو شاخههای دو پایه چرخ قرار میگیرد كه در دو سوی دایره چاه بر زمین فرو رفتهاند. ارتفاع هر یك از این پایهها تقریباً یك متر است. سر دیگر چلیپاها را با دستكهایی دو به دو به هم وصل میكنند. استحكام و ثبات همه این اجزا را ریسمانهایی تأمین میكند كه به صورت ضربدری كشیده شدهاند و تختهها را به هم وصل میكنند. به پایین یكی از پایههای چرخ، قلابی از جنس طناب بسته میشود. چرخكش (رجوع کنید به ادامه مقاله)، برای ثابت كردن چرخ و ممانعت از چرخش آن، این قلاب را به یكی از پرههای چرخ میاندازد (آغاسی و صفینژاد، ص 31ـ34).
یك سر طناب به چرخ و سر دیگر به قلابی متصل میشود. طناب معمولاً یا از جنس پنبه است كه سبكتر و نرمتر و انعطافپذیرتر است ولی در رطوبت چاه، سنگین و پوسیده میشود، یا از جنس الیاف درخت خرماست كه در مقابلِ رطوبت مقاوم است. این طناب روی چهار عدد دستكی میپیچد كه در انتهای چلیپاها قرار گرفتهاند (كرجی، ص 32).
دَلو كیسهای است پوستی یا لاستیكی یا از جنس گونی كه بر دهانه آن چنبرهای چوبی یا فلزی دوخته میشود تا دهانه را همیشه باز نگهدارد. بر این چنبره نیز بندی محكم میدوزند تا به عنوان دستگیره و ابزارِ آویز مورد استفاده قرار گیرد.
در عمقهای بیشتر، كه نور كمتری به چاهكن میرسد، از چراغ برای روشنایی استفاده میكند. دَم چاه، كه در روز بیشتر است، چراغ را خاموش میكند. در گذشته چراغهایی در مجاورت دم چاه روشن میكردند كه روغن آنها از موم یا پیه خوك یا گاو یا گوسفند بود. پس از اینها روغن زیتون یا روغن سایر دانههای روغنی مناسب بود، اما از نفت، چون دم بسیار تولید میكرد، استفاده نمیشد (همانجا).
بعضی از چاهها دم دارند كه موجب آزار و حتی خفگی چاهكن میشود. اگر دم كم باشد آن را به روشهای ساده بر طرف میكنند و اگر زیاد باشد با لوله و دَم آهنگری، به عمق چاه هوارِسانی میكنند (رجوع کنید به ادامه مقاله).
حداقل نیروی انسانی لازم برای كندن یك چاه دستی سه نفر است:
1) چاهكن یا كلنگدار، كه در كندن چاه مجرب است و با كلنگ و بیلچه در درون چاه كار میكند و بهتدریج پایین میرود.
2) چرخكش یا پاچرخ، كارگر پر قدرتی است كه در بالای چاه، پشت چرخ میایستد و با چرخاندن چرخ، دلوِ پُر از خاك را از عمق چاه بیرون میكشد (رجوع کنید به مستوفی، ج 1، ص 497؛ آغاسی و صفینژاد، ص 13).
3) دلوگیر/ دلوكش، كارگر سادهای است كه بند دلو را ازقلاب طناب چرخ بر میدارد و خاك آن را قدری دورتر از دهانه چاه خالی میكند و دوباره بند را به قلاب طناب میآویزد (آغاسی و صفینژاد، ص 45). در صورت غیبت دلوگیر، خود چرخكش این كار را انجام میدهد. دلوگیر، پس از اینكه دلو را از عمق چاه به دهانه چاه میكشد، قلاب طناب پایین پایه چرخ را به یكی از پردههای چرخ میاندازد و مانع چرخش آن میشود، سپس چرخ را رها و دلو خاك را خالی میكند.
اگر دمِ چاه، شدید باشد، نفر چهارمی هم به عنوان دَمگیر، برای دمیدن در دمِ آهنگری و فرستادن هوا به عمق چاه، در كنار كارگران قرار میگیرد.
چاهكن پس از تعیین محل چاه، به مركزیت نوك كلنگ، دایرهای روی زمین میكشد بهطوری كه انتهای دسته كلنگ، خط محیطی دایره چاه را مشخص میكند. قطر این چاه حدود یك متر است (آغاسی و صفینژاد، ص 38ـ39). در روشی دیگر برای كشیدن دایره، كلنگدار به حالت چمباتمه روی محل چاه مینشیند و به مركزیت نوك پاها و به شعاع دست و با چرخیدن به دور خود، دایرهای بر گرد خود میكشد و با این عمل دایره محیطی و قطر چاه را معین میكند كه معمولاً یك متر است یعنی تقریباً به اندازه پهنای سینه به اضافه طول دو استخوان بازوها، كه چاهكن به راحتی در آن جای بگیرد و كلنگ بزند (قس قنات قصبه گناباد ، ص 107، 116). مهارت چاهكن در كندن میله چاه بهطور عمودی و مدور، به شكل استوانه است. خاكهای كنده شده را با بیلچه به درون دلو میریزد و بند این دلو را به قلاب طنابی كه از چرخ بالای میله چاه به سوی ته چاه آویزان است میاندازد، در عمق كم با صدا و در عمق زیاد با تكان دادن طناب، چرخكش را خبر میكند. پس از انتقال دلو به بالا و تخلیه، آن را مجدداً به درون چاه میفرستند. چاهكن موقع حفرِ میله چاه، حفرههای كوچكی به نام پارَف یا جای پا در دیواره چاه احداث میكند كه هدف از آن سهولتِ پایین و بالا رفتن چاهكن بدون استفاده از طناب است. فاصله پارفها نزدیك به یك متر و به ترتیبی است كه تراز هر پارَف در یك طرف میله، درست در وسط دو پارف طرف مقابل است (مستوفی، ج 1، ص 497، پانویس 2؛ وولف ، ص 256ـ 258؛ قنات قصبه گناباد ، ص 107ـ 108؛ آغاسی و صفینژاد، ص 13ـ14).
مسائل و مشكلات حفر و نگهداری چاه. برخی از موانع حفر چاه، برخورد با سنگ، سستی خاك، فراوانی آب منبع، و آب چكه زیاد است (رجوع کنید به كرجی، ص 29ـ33؛ پاپلی یزدی و لباف خانیكی، ص 126ـ136).
دم یا بخار چاه نیز مانع حفر آن میشود. علت بروز دم، گودی چاه و تركیب خاكی است كه دارای مواد گوگردی و نفتی یا دارای منابع قیر و امثال آن است (رجوع کنید به كرجی، ص32؛ قنات قصبه گناباد، ص 105ـ107). در گذشته، برای كاهشِ دمِ اندك و موقت چاه، مقداری سركه، هندوانه یا سیر خرد شده در درون چاه و در كنار چاهكن قرار میدادند یا با دَم آهنگری قوی و لوله بلندی از چرم (به اندازه لوله چاه) در چاه میدمیدند و دم آن را كاهش میدادند (رجوع کنید به كرجی، ص 32ـ33). امروزه، علاوه بر این روشها، از آهك زندهای كه روی آن آب ریخته باشند نیز استفاده میكنند. روشهای گوناگونی برای هوادهی به عمق چاه معمول است (رجوع کنید به پاپلی یزدی و لباف خانیكی، ص 134ـ136؛ قنات قصبه گناباد، همانجا).
عمق چاه را ساختار زمین و سطح آبهای زیرزمینی منطقهای كه چاه در آن حفر میشود تعیین میكند. در بیشتر زمینهای آبرفتی فلات مركزی، كه اكثر شهرها و روستاهای ایران در آن قرار دارد، سطح آبهای زیرزمینی در بهار و پاییز تغییر میكند ولی به ندرت خشك میشود. در اصفهان بهطور متوسط سطح آب پنج متر زیر زمین است، در شیراز شانزده متر و در یزد و كرمان در پنجاه تا شصت متری به آب میرسند (وولف، ص 256؛ بازن و برومبرژه، ص 96)، در حالیكه در تمامی نواحی كناره دریای خزر دسترسی به سفرههای آب زیرزمینی با كندن یك چاه كمعمق به راحتی میسر میشود (بازن و برومبرژه، ص 49).
چاههای حفر شده به شیوههای سنّتی، معمولاً به دلایل گوناگون ریزش میكردند. برای جلوگیری از فرو ریختن و پرشدن چاه، قسمت داخلی چاهها را توسازی میكردند. برای این منظور در مناطق جنگلی از كندههای درختان و آسترهای چوبی و در مناطق دیگر از آجر یا سنگ استفاده میشد، هر چند در مناطق كویری، به علت در دسترس نبودن این مواد، امكان توسازی چاهها به سادگی فراهم نمیشد (رجوع کنید به وولف، همانجا؛ كردوانی، ج 1، ص 221). چاههای حفر شده در ریگزارها، بر اثر وزش بادهای تند، از ریگ و ماسه پر میشوند و حفر دو باره آنها ضرورت مییابد. از همین روست كه بسیاری از این چاهها، با آنكه، قدمت بسیار دارند، معمولاً به نامهای جدید خوانده میشوند (رجوع کنید به باستانیپاریزی، ص 402ـ 403؛ كردوانی، ج 1، ص 222). یكی از دلایل لزوم رعایت قوانین مربوط به حفظ حریم چاهها نیز همین بود كه در صورت فرو ریختن چاهها یا پر شدن آنها، فضای كافی در اطراف آنها برای حفر چاه جانشین باقی بماند (رجوع کنید به پاپلی یزدی و لباف خانیكی، ص 140ـ 141).
آب بسیاری از چاههای حفر شده، بهویژه در مناطق كویری و بیابانی، شور است و از آن فقط برای مصرف احشام و شستشو استفاده میشود و گاه شوری آب به حدی است كه فقط شتر میتواند آن را بیاشامد. از این روست كه در میان ساكنان این نواحی دو عنوان چاه شور و چاه شیرین مصطلح است (رجوع کنید به كردوانی، ج 1، ص 223).
یكی دیگر از مسائل مهم در باره چاههای آب معمولی، كمی آب آنهاست كه در صورت برداشت بیش از حد، آب آنها گلآلود میشود یا ته میكشد و باید مدتی صبر كرد تا مجدداً مقدار كافی از آب در ته چاه جمع شود (همانجا). كم بودن میزان آب این چاهها باعث میشود كه در خشكسالیها، امكان استفاده از آنها بسیار محدود گردد (همان، ج 1، ص 225).
محدودیتهای استفاده از چاههای سطحی و معمولی و در عین حال اهمیت بسیار آنها در تأمین آب در مناطق مختلف، موجب میشد كه گاه صاحبان این چاهها در قبال آنها برای خود حق انتفاع در نظر بگیرند. مثلاً صاحبان چاههای واقع در مراتع تربت حیدریه، «حق چاه» میگرفتند كه اغلب یك یا چند بره و مقداری روغن بود. با این حال، معمولاً چاههای دستی، حتی چاههای واقع در مراتع، مشمول حقوق و عوارض مخصوص نمیشدند (رجوع کنید به لمتون، همانجا).
فنون استخراج آب از چاه. در خانههایی كه از آب چاه برای آشامیدن و مصارف بهداشتی استفاده میشود دو فن برای بیرون كشیدن آب از چاه وجود دارد: در ناحیههایی كه سطح آبهای زیرزمینی آنها بالاست، مثل نواحی دریای خزر، یا از یك تكه چوب بلند كه یك طرف آن به شكل قلاب است و دسته دلو به آن میافتد استفاده میكنند، یا از یك چوب یا نی بلند سه تا چهار متری، كه بهیك سر آن طنابی بسته شده و سر دیگر این طناب نیز بهدسته دلو متصل است. از دیواره این نوع چاه معمولاً با حلقههای سیمانی محافظت میشود. حلقه دهانه چاه حدود هشتاد تا صد سانتیمتر بلندتر از سطح زمین است كه مانع سقوط كودكان یا حیوانات به درون چاه و سرازیر شدن آبهای آلوده به آن میگردد.
فن دوم مربوط به جاهایی است كه سطح آب زیرزمینی تا حدی پایین است. آب این چاهها را با استفاده از چرخهایی بالا میكشند كه شبیه چرخ چاهكنی است. پرههای این چرخها یا به شكل چلیپاست یا به شكل استوانه كه میلهای از محور میانی آن گذشته و دسته چرخ، با یك شكستگی، به آن متصل شده است (حاجی ابراهیم زرگر، ص 46). در مواردی كه استخراج آب از چاهها در حجمی گسترده و به منظور آبیاری مزارع و احشام باشد (مثلاً در بسیاری از مناطق نیمه جنوبی ایران و برای آبیاری صیفیكاریها رجوع کنید به لمتون، همانجا)، استفاده از نیروی انسانی كافی نیست و بدین منظور از چرخهای مخصوص و نیروی حیواناتی چون گاو و بعضاً اسب و قاطر و در پارهای از مناطق شتر استفاده میشود. این چرخها یا از نوع گاوگرد/ دولاب یا از نوع گاو چاه هستند. در نوع اول گاو یا قاطر، با چشم بسته، به گرد چاه میگردد و اهرمی چوبی را كه یك سر آن به این حیوان وصل شده و سر دیگر آن به محور یك چرخ افقی متصل است با خود میگرداند و دندههای چرخ افقی با دندههای یك چرخ عمودی درگیر میشود و آن را به حركت در میآورد. تعدادی كوزه به فاصلههای معین به دو رشته طناب موازی هم، كه طول آنها به اندازه عمق چاه است، بسته شده است. این دو رشته طناب به طور آزاد بر محیط چرخ عمودی تكیه دارند و با چرخ آن كوزهها را به عمق چاه میرسانند و پر میكنند و به دهانه چاه میآورند و در چالهای خالی میكنند. این نوع گاوگردها در كرمان فراوان بوده و هنوز هم نمونهای از آن در خانه معروف به هرندی باقی است (رجوع کنید به هاشمی، ص 18؛ نیز رجوع کنید به تصویر). در نوع دوم در كناره چاه دو ستون بلند ساخته میشد. به بالای این دو ستون، دو سر محور استوانهای و به پایین آن نیز دو سر محور استوانهای با قطر كمتر وصل شده است. یك رشته طناب از بالای چرخ بالایی میگذرد و به بند چنبره دهانه گشاد، یك مشكِ بزرگِ ساخته شده از پوست گاو وصل میشود. از روی استوانه پایین نیز طنابی میگذرد و به یك طرف دهانه تنگ و پایین مشك وصل میشود. در كناره چاه، معبری شیبدار به طولِ عمقِ چاه، كنده میشود كه از دهانه چاه شروع میگردد و رو به پایین میرود. دو سر این دو رشته طناب را به حیوانی وصل میكنند كه در این مسیر حركت میكند و پایین و بالا میرود. هر بار كه حیوان بالا میآید و به لبه چاه میرسد، مشك به ته چاه میرود و پر میشود. هر بار كه حیوان به طرف پایین میرود، مشك پر شده را از عمق چاه به بالا میآورد تا به دهانه چاه برسد. طناب بالا دهانه گشاد مشك را آنقدر بالا میبرد تا دهانه پایین به لبه چاله برسد و باز شود و آب مشك از آنجا تخلیه گردد. این حركت مرتباً تكرار میشود (رجوع کنید به وولف، ص 257؛ لمتون، ص 227ـ 228؛ هاشمی، ص 18؛ كردوانی، ج 1، ص 220ـ 221؛ شاهحسینی، ص 86).
برای خارج كردن آب از چاه و گاهی برای پر كردن حوض خانهها از تلمبههای دستی و نیز در برخی مناطق از نیروی باد استفاده میشود كه نمونه آن در منطقه دلیجان در كنار جاده تهران ـ اصفهان و همین طور در مناطق كویری و بادخیز استان سمنان دیده میشود(رجوع کنید به كردوانی، ج 1، ص 221؛ شاهحسینی، همانجا).
چاههای خانههای روستاها و حتی قلعهها، در موقع هجوم دشمن، محل امنی برای پنهان كردن اشیای با ارزش بوده است (حاجی ابراهیم زرگر، ص 160).
چاه عمیق. چاهی است كه با دستگاههای مكانیكی حفر میشود و عموماً قسمت آبده آن بیش از پنجاه متر عمق دارد و ممكن است از چندین لایه آبدار بگذرد (كردوانی، ج1، ص226).
این نوع چاهها در ایران، بعد از جنگ جهانی دوم ابتدا در شهرها و سپس برای مصارف كشاورزی و باغهای مجاور شهرها احداث شد. مثلاً، در 1320 ش برای جبران بی آبی تهران، حدود دوازده حلقه چاه عمیق در تهران حفر شد (جنیدی، ص 75؛ كردوانی، همانجا).
استفاده از این فن برای تأمین آب مزارع و روستاها از 1340 ش به بعد به صورت تصاعدی رواج یافت و در نیمه دوم دهه 1350 ش بهاوج خود رسید (كردوانی، ج 1، ص 226 ـ227). دلیل حفر این چاهها در ایران عبارتاند از: استفاده بیشتر از آبهای زیرزمینی كه به وسیله قنات امكانپذیر نیست؛ سرعت دستگاههای حفاری؛ ضرورت افزایش سطح زیر كشت و رایج شدن كشتهای جدید كه احتیاج به آب بیشتری دارد (رجوع کنید به همان، ج 1، ص 227). با این حال، حفر چاههای عمیق و نیمه عمیق، در عین فراهم ساختن امكانات بهتر برای استحصال آب، مشكلات بسیاری برای مصرفكنندگان آب چاههای سطحی و دستی، به خصوص برای قناتها، پدید آورده است (برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به بهنیا، ص 50؛ كردوانی، ج 1، ص 231ـ237؛ نیشابوری، ص 741ـ742؛ نیز رجوع کنید به قنات*).
منابع: علاوه بر مشاهدات مؤلف؛ عبدالوحید آغاسی و جواد صفینژاد، واژهنامه قنات، یزد 1379 ش؛ محمدابراهیم باستانیپاریزی، درشهرنی سواران، تهران 1377 ش؛ عبدالكریم بهنیا، قناتسازی و قناتداری ، تهران 1367 ش؛ محمدحسین پاپلییزدی و مجید لبافخانیكی، قناتهای تفت، تهران: سازمان میراث فرهنگی كشور، پژوهشكده مردمشناسی، 1382ش؛ محمدجواد جنیدی، آبشناسی: هیدرولوژی، تهران 1335 ش؛ اكبر حاجیابراهیم زرگر، درآمدی بر شناخت معماری روستایی ایران، تهران 1384 ش؛ علیرضا شاهحسینی، عشایر ایل سنگسری ( مهدیشهر ) : از كرانههای كویر تا بلندای البرز، سمنان 1384 ش؛ طوبی فاضلیپور، تاریخ كشاورزی در دوران ساسانیان، تهران 1380 ش؛ قنات قصبه گناباد: یك اسطوره، تألیف محمدحسین پاپلییزدی و دیگران،[مشهد]: شركت سهامی آب منطقهای خراسان، 1379 ش؛ محمدبن حسین كرجی، كتاب انباط المیاه الخفیه، حیدرآباد، دكن 1359؛ پرویز كردوانی، منابع و مسائل آب در ایران، ج 1، تهران 1383 ش؛ عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجار، تهران 1377 ش؛ اصغر نیشابوری، «در دفاع از حرمت قنات»، یغما، سال 29، ش 12(اسفند 1355)؛ محمد هاشمی، «احداث قنوات كاریزهای كرمان»، مجله مردمشناسی، سال 1، ش 1 (آبان 1335)؛
Marcel Bazin and Christian Bromberger, Gilan et Azarbayjan oriental: cartes et documents ethnographiques , Paris 1982; Ann Katharine Swynford Lambton, Landlord and peasant in Persia: a study of land tenure and land revenue administration , London 1953; Hans B. Wulff, The traditional crafts of Persia , Cambridge, Mass. 1966.
/ اصغر كریمی /
چاه در ادبیات و فرهنگ عامیانه ایران. مضمونهای مختلف در باره چاه به طور كلی یا در باره چاههای خاص (رجوع کنید به ادامه مقاله) با بسامدی بالا هم در ادبیات مكتوب فارسی (دست كم از عصر رودكی به بعد) و هم در فرهنگ عامیانه و ادبیات شفاهی ایرانیان انعكاس یافته است و فرهنگنویسان، انبوهی از تركیبات، كنایات، امثال و تعبیرات گوناگون را در اینباره ضبط كردهاند (برای نمونه رجوع کنید به دهخدا، 1377 ش، ذیل واژه؛ همو، 1352 ش، ج 2، ص 606ـ607). مضمونهای اصلی مربوط به چاه در ادبیات فارسی بیشتر در باره چاههایی خاص است كه اشاره به آنها یا در زمینهای فراهم آمده از روایات مندرج در تفاسیر و قصههای دینی اسلامی صورت گرفته یا ناظر به برخی رویدادهای تاریخی و باورها و افسانههای تنیده بر حول آنهاست. مشهورترین نمونههای این چاهها عبارتاند از: چاه بابِل كه گفتهاند هاروت و ماروت به امر پروردگار در آن به صورت واژگون زندانی شدهاند(رجوع کنید به قزوینی، 1404، ص 304ـ 305؛ مولوی، ج 2، دفتر 3، ص 45ـ47؛ نیز رجوع کنید به هاروت و ماروت*)؛ چاه بیژن در تورانزمین كه افراسیاب بیژن *را در آن زندانی ساخت (رجوع کنید به فردوسی،ج 5، ص 32ـ33؛ منوچهری، ص 62؛ سنایی، 1380 ش، ص 505؛ سعدی، ص 179)؛ چاه دَجّال یا چاه اصفهان كه گفته میشود در آخر زمان دجّال از آنجا خروج میكند (رجوع کنید به دجّال*)؛ چاه رستم كه به كید برادرش، شَغاد، در آن افتاد (رجوع کنید به فردوسی، ج 6، ص 329ـ331)؛ چاه زمزم*؛ چاه مقنّع یا چاه نَخْشَب در تركستان، كه مقنّعِ خراسانی *ماهِ معروف خود را از درون آن برمیآورد و به آسمان میفرستاد (رجوع کنید به فرخی سیستانی،ص 201)؛ چاه وَیل *در دوزخ؛و چاه یوسف یا چاه كنعان، كه برادران یوسف* او را در آن افكندند (رجوع کنید به سنایی، 1380 ش، ص 32؛ انوری، ج 1، ص 85؛ حافظ، ص 18، 190؛ برای همه موارد پیشگفته رجوع کنید به یاحقی، ذیل همین واژهها).
چاه در قصههای فارسی ــ مانند قصههای دیگر زبانها ــ معمولاً عنصری مكانی همچون سردابها، مغارهها و نظایر آنهاست كه بسته و محصور بودن آن همچون یك زندان و به ویژه تاریك بودن آن به نوعی نمادی از مكانِ گذار، تصفیه، انزوا، بازسازی و كمالیابی یا اختفا و ظهور مجدد است (رجوع کنید به لوفلر ـ دلاشو، ص 105؛ برای نمونههایی از حضور عنصر چاه در قصههای فارسی رجوع کنید به راحهالارواح فی سرور المفراح، ص 36، 109، 209 ـ 211؛ ظهیری سمرقندی، ص 283، 287؛ كلیله و دمنه، ص 56؛ طوطینامه ، ص 113؛ نیز رجوع کنید به درویشیان و خندان، ج 4، ص 273ـ275، ج 6، ص 175ـ183). داستان راز گفتن با چاه در ادبیات فارسی، به ویژه در باره دو شخصیت، اشتهار یافته است: یكی ندیم یا سرتراش مخصوص اسكندر ذوالقرنین كه راز دراز بودن گوشهای اسكندر را، به توصیه طبیبی، در چاهی فریاد میكند تا از رنج نگهداری رازی گران رهایی یابد (رجوع کنید به نظامی، ص 1356ـ 1358؛ سنایی، 1329 ش، ص 484ـ 485)؛ دیگر، راز گفتن حضرت علی علیهالسلام با چاه از دردهای نهان خود (رجوع کنید به سنایی، 1329 ش، ص 249؛ عطار، ص 36؛ مولوی، همانجا، نیز برای تفصیل رجوع کنید به سیدیونسی، ص 535 ـ 558؛ قس مدرسی طباطبائی، دفتر 1، ص 127). مضمون بیشتر این قصهها با باورهای عامیانه و گاه با باورهای عامیانه دینی مردم پیوند خورده است. از مضمونِ كهنِ فرو شدن قهرمان در بنِ چاه و انتظار برای برآمدنِ دوباره او در ایران دوره اسلامی نیز نمونههایی در دست است. برخی عوام سمرقند بر آن بودهاند كه قُثَمبن عباس، پسر عموی پیامبر هنوز زنده است و از چاهی كه در مدفن او ــ مزارِ شاهِ زنده ــ واقع است مجدداً ظهور خواهد كرد (رجوع کنید به سمرقندی، ص 56؛ باستانی پاریزی، 1377 ش، ص 70؛ همو، 1381 ش، ص 412، پانویس 1)، هر چند كه به گزارش منابع تاریخی، وی در جریان فتوحات مسلمانان در عهد معاویه در آن منطقه درگذشت (رجوع کنید به یعقوبی،ج 2، ص237؛ نیز رجوع کنید به خواندمیر،ج 2، ص 122). برخی نویسندگان، به شیعیان نسبت دادهاند كه به اعتقاد آنها امام زمان از چاه یا سردابی در سامرا خارج میشود (رجوع کنید به دولتشاه سمرقندی، ص 66؛ خواندمیر، ج 2، ص 101؛ درباره منشأ این نسبت به شیعیان رجوع کنید به خرسان، ص 18ـ27). چاههایی نیز به نام امام زمان در نقاطی از ایران، از جمله در محوطه مسجد جمكران*و مسجد بازارشاه در كرمان و مسجدجامع اردكان وجود دارد كه مردم برای برآورده شدن حاجات خود عریضههایی مینگارند و در این چاهها میافكنند (رجوع کنید به باستانی پاریزی، 1377 ش، ص 83 ـ84؛ طباطبائی اردكانی، ص 438). از دیگر چاههای منسوب به اولیا در ایران، چاه مرتضیعلی/ چاه مرتاض علی در شمالشرق شهر شیراز است كه عوامبرای حصول حاجات خود چهل شب جمعه یا شنبه به زیارت آن میروند. بنای احداث شده بر سر این چاه نیز در ردیف آثار ملی ایران به ثبت رسیده است (رجوع کنید به بهاری، ص 60ـ63؛ قس هدایت، ص 120). چاههای بسیاری هم هستند كه بیآنكه از لحاظ انتسابهای دینی و مذهبی مقدّس به شمار آیند نزد عوام حائز خواص فوق طبیعی پنداشته شده و برای شفاخواهی، بركتخواهی، باران خواهی، طلب فرزند یا حاجات دیگر مورد التجا قرار میگیرند (برای نمونه رجوع کنید به قزوینی، 1361ش، ص186ـ 188؛ جعفری، ص152؛ پیشاوری، ص 121ـ122؛ ماسه، ج 1، ص 176؛ هدایت، ص 112، 115؛ شكورزاده، ص 86؛ رابینو، ص 36ـ 38).
ژرف و شگرف بودن برخی دیگر از چاهها نیز مایهای برای پدید آمدن پارهای باورهای عامیانه در باره آنها بوده است. علاوه بر مآخذ فارسی (رجوع کنید به قزوینی، 1361 ش، ص 187ـ 188؛ ابوالمؤید بلخی، ص 437؛ طوسی، ص 58 ـ61؛ پیشاوری، ص 119ـ121؛ شهریباف، ج 1، ص 159)، سیاحان اروپایی نیز به طور اغراقآمیزی از چاههایی در ایران یاد كردهاند كه هیچ كس از عمق و انتهای آنها اطلاع ندارد (برای نمونه رجوع کنید به ماسه، ج 1، ص 236ـ237). به گزارش دلاواله (ص 746) مردم سلطانیه عقیده داشتند آب چاه حفر شده در مسجد این شهر، مستقیماً از مكه از طریق راهی زیر زمینی به این شهر میرسد (برای اعتقادی مشابه در باره چاهی در زیرزمین مسجد جمعه كاشان رجوع کنید به هدایت، ص 115؛ ماسه، ج 1، ص 236). ظاهراً این قبیل چاهها به مجراهای طبیعی زیرزمینی متصل بودهاند و طبعاً امكان دستیابی به انتهای بسیاری از آنها امكانپذیر نبوده است. این چاهها به ویژه به سبب استفادهای كه از آنها برای شكنجه، ترساندن و حتی اعدام مجرمان به عمل میآمد مورد توجه مردم بودهاند (برای گزارشهایی از فروافكندن محكومان به مرگ، بهویژه زنانِ بدكار، در چاههای بیبُن رجوع کنید به سایكس، ص 322؛ ماسه، ج 1، ص 236؛ برای نمونهای در تهران در اوایل قرن چهاردهم شمسی رجوع کنید به شهریباف، ج 1، ص 122؛ همچنین رجوع کنید به ویلز، ص 320ـ321؛ رجوع کنید به آلمانی، ج 1، ص 441).
استفاده از برخی چاهها به عنوان زندان نیز نام آنها را در حافظه ادبی ایرانیان ثبت كرده است (برای نمونه رجوع کنید به جعفری، ص 108؛ راحه الارواح فی سرور المفراح، ص 109؛ باستانی پاریزی، 1377 ش، ص 77ـ 78، پانویس 3).
منابع: هانری رنه د آلمانی، از خراسان تا بختیاری، ترجمه غلامرضا سمیعی، تهران1378 ش؛ ابوالمؤید بلخی، عجایب الدنیا، چاپ ل.پ. سمینووا، مسكو 1993؛ محمدبن محمد (علی) انوری، دیوان، چاپ محمدتقی مدرس رضوی، تهران 1364 ش؛ محمدابراهیم باستانی پاریزی، در شهر نیسواران، تهران 1377 ش؛ همو، كلاه گوشه نوشین روانِمُغ، تهران 1381 ش؛ فخری بهاری، «آثار ناشناخته ایران: چاه مرتضیعلی در شیراز»، هنر و مردم، ش 143 (شهریور 1353)؛ پیشاوری، نگارستان عجائب و غرائب، تهران [?1341 ش]؛ جعفربن محمد جعفری، تاریخ یزد، چاپ ایرج افشار، تهران 1343 ش؛ شمسالدین محمد حافظ، دیوان، چاپ محمد قزوینی و قاسم غنی، تهران 1369 ش؛ محمدمهدی خرسان، «فریه السرداب»، الانتظار، سال 1، ش 1 (جمادیالاولی 1426)؛ خواندمیر؛ علیاشرف درویشیان و رضا خندان، فرهنگ افسانههای مردم ایران، تهران 1378 ش ـ ؛ پیترو دلاواله، سفرنامهی پیترو دلاواله، ترجمه محمود بهفروزی، تهران 1380 ش؛ دولتشاه سمرقندی، تذكره الشعراء، چاپ ادوارد براون، تهران 1382 ش؛ علیاكبر دهخدا، امثال و حكم ، تهران 1352 ش؛ همو، لغتنامه، زیرنظر محمد معین و جعفر شهیدی، تهران 1377 ش؛ راحه الارواح فی سرور المفراح ( بختیارنامه )، تحریر شمسالدین محمد دقایقی مروزی، چاپ ذبیحاللّه صفا، تهران: دانشگاه تهران، 1345 ش؛ مصلحبن عبداللّه سعدی، بوستان سعدی: سعدینامه، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران 1363 ش؛ محمدبن عبدالجلیل سمرقندی، قندیه، در قندیه و سمریه، چاپ ایرج افشار، تهران 1367 ش؛ مجدودبن آدم سنایی، دیوان، چاپ مدرس رضوی، تهران 1380 ش؛ همو، كتاب حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه»، چاپ محمدتقی مدرس رضوی، [تهران ? 1329 ش]؛ سید یونسی، «راز در چاه گفتن»، نشریه دانشكده ادبیات دانشگاه تبریز، سال 14، ش 4 (زمستان 1341)؛ ابراهیم شكورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران 1363 ش؛ جعفر شهریباف، طهران قدیم ، تهران 1381 ش؛ محمود طباطبائی اردكانی، فرهنگ عامه اردكان، تهران 1381 ش؛ محمدبن محمود طوسی، عجایبنامه: عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات، تهران 1375 ش؛ طوطینامه: جواهرالاسمار، [تحریر] عمادبن محمد ثغری، چاپ شمسالدین آلاحمد، تهران 1352 ش؛ محمدبن علی ظهیری سمرقندی، سندباذنامه، چاپ احمد آتش، تهران 1362 ش؛ محمدبن ابراهیم عطار، منطقالطیر، چاپ محمدجواد مشكور، تبریز [? 1337 ش]؛ علیبن جولوغ فرخی سیستانی، دیوان ، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران 1335 ش؛ ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه فردوسی، چاپ برتلس و دیگران، مسكو 1963ـ1971؛ زكریابن محمد قزوینی، آثار البلاد و اخبارالعباد، بیروت 1404/1984؛ همو، عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات (تحریر فارسی)، چاپ نصراللّه سبوحی،[تهران] 1361 ش؛ كلیله و دمنه، ترجمه كلیله و دمنه، انشای ابوالمعالی نصراللّه منشی، چاپ مجتبی مینوی، تهران 1343 ش؛ مارگریت لوفلر ـ دلاشو، زبان رمزی قصههای پریوار ، ترجمه جلال ستاری، تهران 1376 ش؛ حسین مدرسی طباطبائی، میراث مكتوب شیعه از سه قرن نخستین هجری ، دفتر 1، ترجمه علی قرائی و رسول جعفریان، قم 1383 ش؛ احمدبن قوص منوچهری، دیوان، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران 1347 ش؛ جلالالدین محمدبن محمد مولوی، كتاب مثنوی معنوی، چاپ رینولد آلن نیكلسون، تهران: انتشارات مولی، [بیتا.]؛ الیاسبن یوسف نظامی، كلیات خمسه حكیم نظامی گنجوی، مقدمه و شرححال از شبلی نعمانی، چاپ م. درویش، تهران 1366 ش؛ چارلز جیمز ویلز، ایران در یك قرن پیش: سفرنامه دكتر ویلز، ترجمه غلامحسین قراگوزلو، [تهران] 1368 ش؛ صادق هدایت، نیرنگستان، تهران 1342 ش؛ محمدجعفر یاحقی، فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، تهران 1369 ش؛ یعقوبی، تاریخ ؛
Henri Masse, Croyances et coutumes persanes, suivies de contes et chansons populaires , Paris 1938; Hyacinth Louis Rabino, Les provinces caspiennes de la Perse: Le Guilan , Paris 1917; Percy Molesworth Sykes, Ten thousand miles in Persia or eight years in Iran , New York 1902.
/ ابراهیم موسیپور /
2) در جهان اسلام . در مناطقی از جهان اسلام، بهویژه در شبهجزیره عربستان و نواحی صحرایی افریقای مسلمان كه به علت كمبود منابع آبهای سطحی و پایین بودنِ میزان نزولات جوّی، حیات به منابعِ آبهای زیرزمینی وابسته است، حفر چاه مهمترین شیوه دسترسی به آب مصرفی به شمار میآید. اهمیت این شیوه استحصالِ آب در زندگی اعرابِ این نواحی را میتوان از انبوه واژهها و اصطلاحاتی دریافت كه در زبان عربی برای نامیدن انواع چاهها، روشها و وسایل حفر، نگهداری، تعمیرِ و لایروبی و آبكشی از آنها وضع شده است (برای نمونه رجوع کنید به زَبیدی، ذیل «بود»، «جبب»، «طوی»، «قلب»، «كظم»، «نقر»؛ د. اسلام، چاپ دوم، ذیل r.I-III" Bi ")، به طوری كه صرفنظر از تكنگاریهای نویسندگان عرب در باره چاهها، كتابهای لغت عربی مهمترین منبعِ پژوهش در باره چاه و اهمیت آن در حیات و فرهنگ اعراب به شمار میروند (برای نمونه، جوادعلی عمده مطالب مربوط به چاه در شبهجزیره عصرِ جاهلی و صدراسلام را براساس تاجالعروس زبیدی نگاشته است رجوع کنید به ج 7، ص 183ـ 191). همچنین از جمله آثار نویسندگان مسلمان در باره چاهها، تشخیص محلِ آبهای زیرزمینی، حفر چاه، آبكشی از آنها و موضوعات مرتبط میتوان بدینها اشاره كرد: كتابالبئر محمدبن زیاد ابناعرابی (متوفی 231)، كتابالصخره و البئر ابوعبداللّه جعفربن محمدعلوی (رجوع کنید به بغدادی، ج 2، ستون 307)، اخبار الاحبار باخبار الا´بار محمدبن احمد یوره الدیمانی و نیز آثار دیگری از این دست كه نویسندگان دیگری چون اصمعی، ابوزید انصاری، سعدانبن مبارك، ابوعبیده معمربن مثنی و زمخشری پدید آوردهاند (رجوع کنید به ابنندیم، ص 60ـ61؛ بنعبداللّه، ج 3، ص 179ـ181؛ بغداد عبدالمنعم، ص 109ـ 145، در باره چاهها، یك اصطلاحشناسی دقیق و تفصیلی براساس كتابالبئر ابناعرابی فراهم آورده است).
حضور و اهمیت مضمونهای راجع به چاهها در ذهن و زبان اعراب، در شمار قابل توجهی از اشارات و تلمیحات و تشبیهات و استعارات و كنایات شاعران عرب جلوهگر شده است (برای نمونه، تشبیه نقض عهد قوم به قطع طناب دلو چاه در شعر اوسبن حارثه رجوع کنید به بنعبداللّه، ج 3، ص 165؛ تشبیه تیر در بلندی به طناب دلو چاه در شعر زُهَیر رجوع کنید به همان، ج 3، ص 168؛ برای نمونههای دیگر رجوع کنید به همان، ج 3، ص 164ـ169 و ارجاعات). حفر چاه بهویژه برای آبرسانی به حجاج (سقایت)، پرآب بودن چاهها و نیز شیرین بودن آب آنها در كنار ذم و عیبجویی از چاههای گروههای رقیب، از مضمونهای رایج در بسیاری از رَجَزهای عربی بوده است كه در منافسات و مفاخرات آنان بر یكدیگر، در این باب سروده میشد (برای نمونه رجوع کنید به ابنهشام، ج 1، ص 102ـ104؛ نیز رجوع کنید به بنعبداللّه، ج 3، ص 163، 166، 169ـ170، ج 4، ص 46ـ47).
قبایل، طوایف و نیز خاندانهای مختلف شبهجزیره، معمولاً ترجیح میدادند كه چاههای آب مختص به خود داشته باشند، زیرا در بیشتر نواحی، زندگی اعراب و كشاورزی مختصر آنها سخت به آبكشی از چاهها وابسته بود (عمری، ص 101) و در محافظت از چاههای خودی در بسیاری موارد به جنگها و درگیریهای خونین میانجامید (صالح احمدعلی، ص 346ـ 347)، برخی بر چاههای اختصاصی خود قفل میزدند یا با نهادن سنگی بر در چاه و پوشاندن آن با خاك، آن را از انظار پنهان میداشتند (جوادعلی، ج 7، ص 193، 195). در چنین اوضاعی حفر چاه و فروش آب آن درآمد مناسبی برای مالك آن فراهم میساخت چنان كه قول معروف اعراب كه التمر فیالبئر (خرما در چاه است «نونْ تو آبه») یادگار همان روزگار است (رجوع کنید به بنعبداللّه، ج 3، ص 169؛ برای نمونه، در صدر اسلام، صاحب چاه رومه در مدینه، هر مشك آب را به یك مُدّ طعام میفروخت؛ یاقوت حموی، ذیل «بیر رومه»؛ صالح احمدعلی، ص 156). كسی كه چاهی حفر میكرد میتوانست آب آن را بفروشد یا به رایگان در اختیار همگان قرار دهد. برخی چاهها در تملك افراد سرشناس و برخی دیگر مشاعاً در اختیار خاندانهای مختلف یا تقسیماتِ بزرگتری از قبایل یا اقلیتهای دینی یا قومی ــ از جمله یهودیان ــ بود. مالك یا حفر كننده برخی چاههای قدیمی نیز شناخته شده نبود و در این صورت معمولاً كسی كه آن را لایروبی و احیا میكرد میتوانست بر آن ادعای مالكیت داشته باشد (رجوع کنید به صالح احمدعلی، ص 152ـ153؛ جوادعلی، ج 5، ص 76؛ بنعبداللّه، ج 4، ص 98) ولی به طور كلی اینگونه قواعد برای پیشگیری از جنگها و نزاعهای اعراب جاهلی بر سر چاههای آب كفایت نمیكرد و تنها زمانی كه دولت اسلامی بر سراسر شبهجزیره غلبه یافت و برای هر قبیله، چراگاه و آبی معین شد، تا حد زیادی از این منازعات كاسته شد (صالح احمدعلی، ص 347). در دوره اسلامی، صرفنظر از فتواهای منطبق بر مذاهب و نیز جغرافیاهای فرهنگی مختلف، عموماً مالكیت چاهها به سه دسته عمده تقسیم شده است: 1) چاههای عامالمنفعه كه چه در زمینهای خصوصی واقع باشند چه در زمینهای موات، استفاده از آنها برای همگان مجاز است. 2) چاههای حفر شده در زمینهای موات، كه مالك یا حفر كننده آن نمیتواند دیگران را از استفاده از آب آن منع كند هر چند خود او در استفاده از این آب، اولویت دارد. 3) چاههای حفر شده در زمینهای خصوصی كه كلاً در اختیار مالك است (رجوع کنید به ماوردی، ص 182؛ بنعبداللّه، ج 3، ص 177). بدین ترتیب، در عین حال كه اسلام، مالكیت خصوصی بر آب چاهها را به رسمیت شناخته، از امكان سوء استفاده از این حق مالكیت نیز بهنحو چشمگیری كاسته است. در برخی نواحی، برحسب اوضاع فرهنگی ـ اجتماعی و اقلیمی مختلف، راهكارهای تقسیم مالكیت بر چاهها تفصیل بیشتری یافته است، مثلاً به گزارش فیلبی (رجوع کنید به د. اسلام، ذیل "r.II Bi" ) مالكیت چاه بسیار بزرگ الحَدَّاجْ در تیماء *عربستان به حدود سی سهم تقسیم شده بود.
با توجه به كمبود آب و دشواریهای حفر چاه بهویژه با افزایش جمعیت در آغاز دوران شكوفایی دولت اسلامی در شبهجزیره عربستان، بهای آب چاههای شیرین در این نواحی بسیار بالا بود، مثلاً چاه جشم در رانونا، كه متعلق به مردی از غسانیان بود، در عصر خلافت عمر به سی هزار درهم خریداری شد (بكری، ج 2، ص 383)، از همینرو برخی از صحابه ثروتمند بر آن شدند كه چاههایی حفر كنند یا بخرند و آنها را به عنوان صدقه در اختیار عموم قرار دهند چنان كه عثمان، چاه رومه را به مبلغ بین بیست تا چهل هزار درهم ( ابنكثیر، ج 7، ص 187؛ یاقوت حموی، همانجا) و ابوطلحه انصاری چاه حاء (بكری، ج 2، ص 413؛ صالح احمدعلی، ص 156) را خریدند و وقف كردند. خرده فرهنگِ سقایتِ حجاج، كه پیش از اسلام در مكه جریان داشت، پشتوانهای برای سنّتِ وقف و صدقه قرار دادن چاههای آب بوده است كه منافسات خاندانهای عرب صدر اسلام را به قالب ارزشهای اخلاقی و انسانی مبتنی بر تعالیمِ اسلامی دگرگون ساخت. در اخبار وارده در باره مجموعه چاههایی كه پس از اسلام در مكه و مدینه حفر شدند (رجوع کنید به ازرقی،ج 2، ص 224ـ227؛ ابنشبه نمیری، ج 1، ص 169ـ 173)، در باره فروش یا مالكیت خصوصی آنها اطلاع چندانی نیامده و ظاهراً استفاده از آنها مشاع و رایگان بوده است (صالح احمدعلی، ص 152ـ153؛ برای برخی دیگر از چاههای قدیمی مدینه كه در دوره اسلامی وقف عام شدند رجوع کنید به بنعبداللّه، ج 4، ص 109ـ112). علاوه بر شمار بسیار زیاد چاههایی كه به نام خلفا حفر شده، از جمله چاه عثمان، چاهعلی، چاه مروان، چاه مهدی، چاه مخلوع (یعنی امین)، چاه واثق و... (رجوع کنید به ابنبطوطه، ج 1، ص 143؛ عبدری، ص 167؛ صالح احمدعلی، ص 232)، تداوم و گسترش این سنّت در تلاش حاكمان یا اشراف مسلمان در حفر چاههای آب بر سر راههای ارتباطی بهویژه مسیرهای مختلفِ كاروانهای حجاج جلوهگر شده است؛ مثلاً عمربن عبدالعزیز بین راه مكه و مدینه (صالح احمد علی، ص 142) و زُبَیده همسر هارونالرشید در مسیر میان بغداد و مكه (ابنجبیر، ص 165؛ بنعبداللّه، ج 4، ص 137؛ برای فعالیت مشابه برخی دیگر از خلفا رجوع کنید به همان، ج 4، ص 160ـ161) چاههایی حفر و وقف كردند. در ادوار متأخرتر، سلاطین و امرای مملوكی نیز به حفر چاهها و تعمیر و نگهداری از آنها بهویژه در مسیر قاهره به مكه علاقهمند بودند چنان كه امیر شاهین الطویل با گروهی از مهندسان و كارگران و ادوات و ابزارها در 884 مأموریت یافت در مكانهای مناسب این مسیر به حفر و لایروبی چاههای آب اقدام كند (بنعبداللّه، ج 4، ص 181ـ182)؛ سلاطین مغرب، از جمله مولی رشیدبن سلطان مولی شریف علوی حسنی، نیز در اینباره اقدامات مشابهی كردند (رجوع کنید به قادری، ج 2، ص 192؛ بنعبداللّه، ج 4، ص 189ـ 190؛ برای اطلاع از حفر چاههای عامالمنفعه در مسیرهای ارتباطی یا سرزمینهای دیگر رجوع کنید به متز، ج 2، ص 455؛ در مراكش رجوع کنید به بنعبداللّه، ج 4، ص 257؛ در هند به حمایت فیروزشاه تغلق و نیز غازی میان/ سالار محمود رجوع کنید به د. اسلام، ذیل "Ghazi Miyan" ). حفر چاه بر سر راههای ارتباطی تابع متغیرهای متعدد بود ولی در صورتِ امكان فاصلههای مكانیای كه طول یك واحد از سفر را شامل میشد، معیار فاصله معمول در حفر این رشته از چاهها قرار میگرفت. مثلاً در مسیر بین مغرب و موریتانی، تقریباً در هر بیست تا چهل كیلومتر یك چاه حفر شده است، یعنی مطابق با فاصلههایی كه ادریسی (ج 1، ص 296ـ303) و مورخان دیگر در باره شهرهای جدیدِ شمال مغرب ذكر كردهاند (بنعبداللّه، ج 2، ص 113). این نكته از این لحاظ نیز در خور توجه است كه گاه آبادیها یا شهرهایی صرفاً به سبب تجمع گروههای انسانی برای استفاده از آب یك چاه شكل گرفتهاند و با خشك یا آلوده شدن آبِ آن چاههای آبادی ساز، متروك و ویران گردیدهاند (رجوع کنید به جواد علی، ج 7، ص 182).
چاههای آب شیرین خانگی، یكی از عناصر تشكیل دهنده الگوی سكونت در بخشهایی از سرزمینهای اسلامی بودهاند كه در آنها با حفر چاههای كم عمق، دستیابی به آبهای زیرزمینی امكانپذیر میشد. در این نواحی، هر یك از خانوادههای متوسط و بالاتر در خانههای خود چاه آب اختصاصی داشتند (رجوع کنید به ابنجبیر، ص 201؛ احسن، ص 187؛ طعمه، ص 409؛ احمد امین، ذیل «البیر»). اما در مناطقی كه سطح آب زیرزمینی بسیار پایین یا آب منطقه شور یا ناگوارا بود چنین امكانی برای همه خانهها فراهم نبود (احسن، همانجا) و فقط اعیان و اشراف میتوانستند در منازل خود چاه آب اختصاصی داشته باشند، مانندِ چاه خانه زهیربن ابیامیهبن مُغیره و چاهخانه اَوقَص در اجیادالصغیر در كنار كوه ابوقُبَیس مكه (رجوع کنید به ازرقی، ج 2، ص 224؛ صالح احمدعلی، ص 630). از چاههای خانگی علاوه بر شرب و شستشو، برای خنك كردن میوهها و سبزیجات نیز استفاده میشد؛ آنها را با دلو در داخل چاه میآویختند (طعمه، ص 410). وجود چاه در داخل قلعهها و بهویژه در خانههای مردم، امكان مقاومت در برابر محاصرههای طولانی را نیز فراهم میساخت و در جنگهای قلعهای امتیاز دفاعی به حساب میآمد (رجوع کنید به همان، ص 409). در مراكز تجمع، چون رباطها، مساجد و زیارتگاهها، نیز چاه آب از عناصرِ ساختاری تلقی میشد (برای نمونه رجوع کنید به ادیبالملك، ص 81، 195؛ برای چاههای معروف آب در مسجدالاقصی، چاه اسود، چاه خضر، چاه ایوب، چاه زیتونه، چاه قایتْبای و غیره رجوع کنید به بنعبداللّه، ج 4، ص 166ـ167؛ برای نمونههای چاههایی كه در كنار مساجد حفر شدهاند یا برعكس، مساجدِ بنا شده در كنار چاهها رجوع کنید به ازرقی، ج 2، ص 215ـ217، 225؛ ناصرخسرو، ص 102؛ صالح احمدعلی، ص 245، 634؛ بنعبداللّه، ج 4، ص 114).
همچون دیگر فرهنگها، در فرهنگهای اسلامی مناطقِ مختلف نیز چاهها موضوع باورهای عامیانه متنوعی بودهاند (برای نمونههای سوگند خوردن به چاه و نیز قربانی كردن برای چاه رجوع کنید به وسترمارك، ص 9، 65) و به بسیاری از آنها، تاریخچه، حوادث و خواص شگفتآوری نسبت دادهاند و به علل مختلف، آنها را متبرك دانستهاند (برای انبوهی از نمونهها رجوع کنید به طوسی، ص 58 ـ61؛ زهری، ص40ـ41، 43ـ44، 57، 71ـ72، 103؛ قزوینی، ص 185ـ 188؛ ادیبالملك، ص 157؛ جوادعلی، ج 7، ص 193ـ194). یك نمونه معروف از این چاهها بئر یوسف در قلعه جبل در مصر است كه به زعم عوام همان چاهی است كه حضرت یوسف در آن گرفتار آمده بود و بهویژه در دفعِ سترونی نافع است (رجوع کنید به احمد امین، همانجا). احمد امین (همانجا) این چاه را با قید احتمال به یوسف ایوب، صلاحالدین ایوبی، منسوب دانسته و رشیدرضا (رجوع کنید به ص 499ـ500) باور عامیانه مصریان به شفابخشی این چاه را نكوهیده است (برای نمونهای دیگر درباره بئرالكلب كه آب آن به گمان عوام، بیماری هاری را شفا میداد رجوع کنید به قزوینی، ص 188؛ برای باور به شفابخشی آب چاه زمزم رجوع کنید به زمزم*؛ قزوینی، ص 187).
چاه در ذهن و زبانِ سامی و از جمله عربی، عنصری مؤنث محسوب میشد ( د. اسلام، ذیل "r "Bi ) و در علم الرؤیای دوره اسلامی، در كنار تعابیر متنوعی كه در قبالِ به خواب دیدن چاه و اجزای آن ذكر شده (رجوع کنید به ابنسیرین، ص 347ـ 348)؛ مضمونهای راجع به عنصر زنانگی و بارداری از تكرر قابل توجهی برخوردار است (رجوع کنید به نابلسی، ص 85 ـ86).
منابع: ابنبطوطه، رحله ابنبطوطه، چاپ محمد عبدالمنعم عریان، بیروت 1407/1987؛ ابنجبیر، رحله ابنجبیر، بیروت 1986؛ ابنسیرین، تفسیرالاحلام الكبیر، بیروت 1409/ 1988؛ ابنشبه نمیری، تاریخ المدینه المنوره: اخبار المدینه النبویه، چاپ فهیم محمد شلتوت، بیروت 1410/1990؛ ابنكثیر، البدایه و النهایه، بیروت 1411/1990؛ ابنندیم (تهران)؛ ابنهشام، السیره النبویه، چاپ سهیل زكار، بیروت 1412/1992؛ احمد امین، قاموس العادات و التقالید و التعابیر المصریه، قاهره 1953؛ محمدبن محمد ادریسی، كتاب نزهه المشتاق فی اختراق الا´فاق، بیروت 1409/1989؛ عبدالعلی ادیبالملك، سفرنامه ادیبالملك به عتبات( دلیل الزایرین )، چاپ مسعود گلزاری، تهران 1364 ش؛ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مكه و ماجاء فیها من الا´ثار، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت 1403/ 1983؛ چاپ افست قم 1369 ش؛ بغداد عبدالمنعم، « كتاب البئر لابن الاعرابی و المصطلح الهندسی»، مجله معهد المخطوطات العربیه، ج 41، ش 2 (صفر 1418)؛ اسماعیل بغدادی، ایضاح المكنون، ج 2، در حاجیخلیفه، ج 4؛ عبداللّهبن عبدالعزیز بكری، معجم ما استعجم فی اسماء البلاد و المواضع، چاپ مصطفی سقا، بیروت 1403/1983؛ محمد بنعبداللّه، الماء فی الفكر الاسلامی و الادب العربی، مغرب 1417/1996؛ جوادعلی، المفصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت 1976ـ 1978؛ محمد رشید رضا، «البدع و الخرافات و التقالید و العادات»، المنار، ش 21 (جمادیالا´خره 1318)؛ محمدبن محمدزبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، چاپ علی شیری، بیروت 1414/ 1994؛ محمدبن ابیبكر زهری، كتاب الجغرافیه، چاپ محمد حاجصادق، قاهره [بیتا.]؛ صالح احمدعلی، الحجاز فی صدرالاسلام: دراسات فی احواله العمرانیه و الاداریه، بیروت 1410/ 1990؛ سلمان هادی طعمه، كربلاء فیالذاكره، بغداد 1988؛ محمدبن محمود طوسی، عجایبنامه: عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات، تهران 1375 ش؛ محمدبن محمد عبدری، رحله العبدری المسماه الرحله المغربیه، چاپ محمد فاسی، رباط 1968؛ عبدالعزیز عمری، الحرف و الصناعات فی الحجاز فی عصر الرسول صلیاللّهعلیهوسلم، [قطر] 1985؛ محمدبن طیب قادری، نشرالمثانی لاهل القرن الحادیعشر و الثانی، چاپ محمد حجی و احمد توفیق،رباط 1397ـ1407/ 1977ـ1986؛ زكریا بن محمد قزوینی، عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات(تحریر فارسی)، چاپ نصراللّه سبوحی، [تهران] 1361 ش؛ علیبن محمد ماوردی، الاحكام السلطانیه فی الولایات الدینیه، قاهره 1393/1973؛ آدام متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، یا، رنسانس اسلامی، ترجمه علیرضا ذكاوتی قراگزلو، تهران 1364 ش؛ عبدالغنیبن اسماعیل نابلسی، تعطیرالانام فی تعبیرالمنام، چاپ معروف زریق، بیروت 1411 / 1991؛ ناصرخسرو، سفرنامه ناصر خسرو قبادیانی، چاپ احمد ابراهیمی، تهران [بیتا.]؛ یاقوت حموی؛
Muhammad Manazir Ahsan, Social life under the Abbasids, London 1979; EI 2, s.vv. "Bi r.I: ancient Arabia" (by J. Kraemer), "ibid.II: Modern Arabia" (by G. Rentz), "ibid.III: the Maghrib" (by J. Despois), "Ghazi Miyan" (by K.A. Nizami); Edward Westermarck, Pagan Survivals in Mohammedan civilisation , Amsterdam 1973.
/ ابراهیم موسیپور /
تصاویر این مدخل:
نمونه ای از دستگاه چرخ گاوگرد، متداول در کرمان منبع: محمد هاشمی، "احداث قنوات کاریزهای کرمان"، مردم شناسی، سال اول، ش اول (آبان 1335